تبادل آگاهی

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

تبادل آگاهی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست،
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

لیدر شیپ

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷ ق.ظ


ماهیت لیدرشیپ : ساختن یک مجموعه بزرگ بسیار مشکل اما پاداش دهنده است.
چند هفته پیش یکی از لیدر های من درمورد مشکلی که با یکی از لیدرهای یکی دوسطح پایین تر پیدا کرده بود،با من مشورت کرد . من هم همان روز این مسأله را با ج .آرنولد در میان گذاشته و نظر او را خواستم . آرنولد خیلی سریع گفت : که لیدرهای من باید مطابق اصول لیدرشیپ عمل نمایند . متوجه منظور او شدم و توانستم تنها با همان اصل لیدرم را به شیوه درستی راهنمایی کنم .
اما آنچه مرا برانگیخت تا این مقاله را بنویسم ، این گفته آرنولد بود که :

"ساختن یک مجموعه بزرگ و نگهداشتن آن در حقیقت بیشتر مربوط به رهبری است تا (انگیزه ) پول " .


بنابراین من از آرنولد خواستم تا این مسأله را تجزیه و تحلیل کند تا هر کسی بتواند آن را بفهمد و مطابق لیدرشیپ مورد نظر او عمل کند . لذا آرنولد مقاله " 9 اصل لیدرشیپ و کار کردن با لیدرهای زیر مجموعه " را برای من فرستاد . من اینجا این اصول را با شما درمیان می گذارم :


اصل اول : تمام لیدرها در آغاز رنج می برند ، اما هدف آنها برای به انجام رساندن غیر ممکن به آنها قدرت زیادی می بخشد ، (لیدرشیپی سخت و آزار دهنده است ) تنها باید آن را دوست داشته باشید .
آنچه آرنولد در اینجا می گوید این است که رهبران نادرند ، آنها بسیار پر شور و از تمرکز بالایی برخوردارند . آنها در مسیر حرکتشان به سوی و ماندن در اوج ، از دیگران به همان اندازه توقع دارند که از خودشان . من از زمان ورودم به یک شرکت MLM در اواخر دهه 60 با رهبران زیادی کار کرده ام و هر کدام از آنها لحظه ای من را آزرده اند . شما باید خیلی خوش شانس باشید که نیم جین از این لیدرها در مجموعه خود داشته باشید که ما را به اصل دوم می رساند که :


اصل دوم : لیدرهای شما چک های شما را می نویسند. هر چقدر بهتر با آنها ارتباط برقرار کنید و آنها احساس خاص بودن بکنند ، چک ها را با ارقام درشت تری می نویسند . ( چند سال پیش آرنولد 183 نتورک مارکتر را طی مدت بیش از 6 ماه حمایت می کرد و همچنان که ) همیشه از میان صد نفر در مجموعه شما تنها یک لیدر بیرون می آید یعنی از هر صد نفر یک نفر لیدر می شود . پس در مجموعه 183 نفری او تنها 2 نفر لیدر بودند.بنابراین عدم ارتباط نزدیک با این لیدرها باعث می شود شما نتوانید موفقیت خود را در دراز مدت تداوم دهید.


اصل سوم : با تمامی لیدرهایتان در ارتباط باشید ، مهم نیست چقدر از شما دور باشند یا اینکه شما در ازای ورود آنها کمیسیون گرفته باشید یا نه . به اصول لیدرشیپ عمل نمائید ، آن را یاد دهید و فلسفه خطیر لیدر بودن را به افراد کم تجربه واگذار نکنید . سازمان های بزرگ اتفاقی ساخته نشده اند ، شما باید آنها را مانند گل رز پرورش دهید . با ایجاد تماس و ارتباط نزدیک با تمامی لیدرهای زیر مجموعه تان شما یک ارتباط ماندگار و صدقانه ای ایجاد خواهید کرد . لیدرها همیشه می خواهند که با لیدرهای دیگر کار کنند . آنها می خواهند برنده شوند و نمی خواهند توسط بالادستی هایشان نادیده گرفته شوند . هر کجا لیدرهای شما بروند ، بقیه مجموعه شما هم به آن سمت حرکت می کند .لیدرهای زیر مجموعه خود را به شرکای خود در موفقیت تبدیل کنید ( آنها را موفق نمایید) و این مزیت زیادی برای شما دارد . به محض اینکه یک نفر به مجموعه شما اضافه شد ، با او قرار ملاقات گذاشته و با او آشنا شوید و وی را وارد حوزه نفوذ خود کنید .


اصل چهارم : مهم نیست که چگونه با لیدرتان رفتار منید ، اگر هنوز بتوانید به آنها یاد دهید شما را قبول خواهند کرد . یاد بگیرید که همه چیز را به زیر مجموعه خود منتقل کنید . مثل مرغابی باشید که هیچ آبی پشت آن نمی ایستد . هیچ چیز را شخصی نگهداری نکنید و تمامی اصول را یاد دهید . لیدرهایتان چیزهایی را که شما در بیشتر از 24 ساعت گذشته برای آنها انجام داده اید ، به یاد نمی آوردند ، آنها همیشه خواهند گفت که شما اخیراً برای من چکار کرده اید ، به آن عادت کنید . پاداش شما در چک های شما و از ستایشی که از طرف لیدرهای زیرمجموعه تان می آید ، است . هرگز انتظار نداشته باشید که لیدرهای زیر مجموعه تان نام و آوازه شما را در اطراف بپراکنند . آنها می خواهند امپراطوری خود را بسازند . همچنان که آرنولد می گوید موضوع را شخصی نگیرید .



اصل پنجم : هر چیز بدی که اتفاق می افتد تقصیر شماست و هر چیز خوبی که در مجموعه اتفاق می افتد از لیدرهای شماست . همیشه در حضور دیگران از لیدرهایتان تعریف و تمجید کنید . به عبارت دیگر شما باید در هر جایی نام لیدرهای زیرمجموعه را بر زبان بیاورید و از آنها بگ.یید . هر کجا توانستید این کار را انجام دهید . شما باید این حس را که " افتخار می کنم که جزئی از مجموعه هستم " را به لیدرهایتان منتقل کنید . به خود افتخار کنید که از تلاش افرادی که می خواهند در رهبری مثل شما باشند قدردانی می نمایید. شما بهترین تیم هستید تا جایی که خودتان باور داشته باشید و دیگران را قویاً در این باور سهیم کنید .


اصل ششم : هرگز ، هرگز ، هرگز با لیدرهایتان مشاجره نکنید . روزی که این کاررا بکنید آنها را برای همیشه از دست داده اید . زود معذرت خواهی کنید و ارتباط را به طور مثبت ادامه دهید ( اصل شماره پنج فراموش نشود ). ممکن است که شما بهترین استدلال را برای یک موضوع کم اهمیت ارائه دهید اما این امر تنها باعث می شود که آنها بخواهند تا از مجموعه شما خارج شوند . آیا این ارزشش را دارد ؟ شما لیدر هستید پس باید بتوانید تصمیم درست را گرفته و جلوی خود را بگیرید و راهی پیدا کنید تا هر چیزی مانع راه شما می شود را از میان بردارید . یاد بگیرید که اشتباهات خود را بپذیرید . اگر به هر صورت سهواً کار ناخوشایندی انجام دادید معذرت خواهی کنید . افرادی که (گمان می برند) همیشه حق با آنهاست ، معمولاً تنها به نظر خودشان حق با آنهاست .


اصل هفتم : هرکس وقتی که از درون آسیب دیده باشد روز بدی خواهد داشت . برنده ها حتی وقتی که از درون آسیب دیده باشند ، از عمل کردن دست نمی کشند . لیدرها باید یاد بگیرند مثل قهرمانان رفتار کنند . همیشه همدردی کنید و همیشه دیگران را درک کنید .
این اصل در اول مربوط به خود شماست . نگذارید زندگی ، شما را شکست دهد . روزی که کار سختی را گذرانده باشید ، روی کاناپه دراز نکشیده و تلویزیون نگاه نکنید ( مقاله من تحت عنوان The MLM ring را بخوانید ) من به شما 5 دقیقه وقت استراحت و شاید خوردن یک شام را بدهم . پس برخیزید ، لباس قهرمان ها را بپوشید ، بیرون بروید و تجارت MLM خود را شروع کنید . هر کس دوران شک و سرخوردگی دارد . نحوه برخورد شما با این مسائل است که شما را از مردگان صرف جدا می کند . شما الگوی لیدرهای زیر مجموعه تان هستید ، با الگوی خوب " یک برنده بودن " ، الگوی خوبی به آنها بدهید .


اصل هشتم : همیشه گوش کنید و حقیقت را بگوئید . مشکل را توضیح دهید و همیشه راه حل های زیادی ارائه دهید تا لیدرهایتان انتخاب کنند . شما لازم نیست همیشه حامل خبر خوب باشید و لازم نیست که به هر درخواستی جواب مثبت دهید . شما باید نمونه استوار لیدر شیپ باشید . شاید شما نتوانید برای مشکلات همه افراد راه حل ارائه دهید ، در این مواقع تا جایی که می توانید فهم خود را از موضوع بگوئید ، شما هم یک انسان هستید ، هیچ مسئله ای نیست ، تنها در این مورد صادق باشید .


اصل نهم :همیشه دنبال پیدا کردن راه های جدیدتری باشید و گامها را از "منطقه امن عادت ها " فرا تر بگذارید چرا که تمام کارهای بزرگ فراتر از منطقه امن عادت ها رخ می دهند . باید اشتیاق فراوان برای برنده شدن در خود ایجاد کنید . لازمه پیروزی داشتن استعداد زیاد نیست ، بلکه پیروزی از آن کسانی است که بهترین تلاش را انجام می دهند . همیشه برای برنده شدن بکوشید و از دیگران بیشتر کار کنید .
مردم می گویند که با هوش تر کار کنید نه سخت تر ، اما من تضمین می کنم پیروزی از آن کسانی است که سخت تر و باهوش تر کار می کنند .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی