تبادل آگاهی

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

تبادل آگاهی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست،
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

هوش هیجانی EQ

يكشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۳۹ ب.ظ

هوش یکی از مهمترین سازه های فرضی است که از زمان مطرح شدن آن توسط آلفرد بینه در اویل قرن بیستم همواه برای تبیین موفقیت شغلی و کارآیی به کار رفته است .

هوش به عنوان یکی از وجوه قابل توجه در سازش یافتگی افراد با محیط و از عوامل مهم تفاو تهای فردی به شمار میرود. برخی صاحب نظران هوش را به عنوان ماهیتی واحد و برخی آن را واجد مؤلفها و مقوله های بیشماری میدانند. از زمانی که مفهوم هوش از مطالعات آزمایشگاهی و آزمو نهای معما شکل و کاغذ- مدادی به سطح جامعه و روابط بین فردی انتقال یافت و  مفاهیمی چون » هوش بین فردی « ،» هوش اجتماعی «  ،  » هوش هیجانی« ،» هوش عاطفی« ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است

 

هوش عاطفی زمانی مورد توجه قرار گرفت که دنیل گولمن در سال ١٩٩٥ کتاب خود را با عنوان" چرا هوش عاطفیEQ می تواند مهمتر از IQ باشد؟ " به چاپ رساند.

هوش هیجانی مجموعه ی گسترده ای از مهار تها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهار تهای درون فردی و  بیرون فردی اطلاق  میگردد که فراتر از حوزه مشخص ازدانشهای پیشین، هوشبهر و مهار تهای فنی یا حرف های است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده و برخلاف مباحث اولیه در اینجا، فکر و هیجان به عنوان موضوعاتی برای سازگاری و هوشمندی تلقی شده است

آگاهی به ا ینکه احساسات شما چیست و چگونه باید از آنها در جهت تصمیم گیری به نحو احسن استفاده کنید ؛ توانایی برای مدیریت اضطراب و کنترل تنش ها و انگیزه , امیدواری و خوش بینی در مواجهه با موانع در راه رسیدن به هدف , هوش عاطفی است که در حقیقت راهی است برای زیرک بودن. هوش عاطفی همدلی است : درک اینکه اطرافیان شما چه احساسی دارند . هوش عاطفی یک نوع مهارت اجتماعی است :

همراهی با مردم , مدیریت عواطف و احساسات در روابط و توانایی ترغیب و رهبری دیگران. "

 

هوش عاطفی یا هوش اجتماعی شامل ٤ مهارت است : خود که با ترکیب اینها , اقدام (Action)   و آگاهی ( Awareness) مؤلفه های بنیادی هوش عاطفی به دست می آید .

 

١-(خودآگاهی)شامل  :خود ارزیابی, اعتماد به نفس

٢- (خودگردانی) شامل :خویشتن داری و قابل اعتماد بودن , وجدان , سازگاری , انگیزه پیشرفت و ابتکار

٣- (آگاهی اجتماعی)شامل : همدلی ,آگاهی سازمانی و انگیزه خدمت

٤- (مهارت های اجتماعی)شامل : توان تاثیرگذاری ,رهبری , مدیریت تعارض , ایجاد رابطه و کار گروهی

خودآگاهی (Self Awareness) + خودگردانی  =(Self Management) (خودشناسی)

خودآگاهی: (Self Awareness) یک نوع توانایی فردی است برای درک احساسات  و حالات خلقی . خودآگاهی به شخص کمک میکند تا همیشه بر افکار و احساسات خود نظر داشته و بنابراین در جهت درک آنها به فرد کمک می کند.

خودگردانی : (Self Management)

: (Managing Emotions) مدیریت عواطفاست یا مهارتی که به افراد کمک می کند تا  احساسات خود را به صورت مناسب و جامعه پسندانه نشان دهند .به زبان دیگر به فرد درکنترل عصبانیت , ناراحتی و ترس کمک می کند.

آگاهی اجتماعی: (Social Awareness) عبارت است از توانایی درک احساسات  دیگران و استفاده از احساسات خود در جهت دستیابی به اهداف .

مهارت های اجتماعی: (Social Skills) عبارت است از ارتباط با دیگران در موقعیت های مختلف اجتماعی و در اصل به معنای توانایی ادامه رابطه باتوجه به احساسات افراد یا همان ظرفیت اجتماعی است .

 

نمونه های وجود دارد که باعث عدم استفاده از هوش عاطفی خواهد شد : ترس و نگرانی , تصویر منفی از خود , توقعات غیر و اقعی از زندگی و سرزنش دیگران . بنابراین زمانی که این موانع بوجود میآید و هوش عاطفی مورد استفاده قرار نمی گیرد , حرکات افراد به سمت موفقیت متوقف می شود. پس نتیجه می گیریم که هدف از تقویت هوش عاطفی , آگاهی از احساسات و تربیت آنها برای غلبه بر موانع زندگی است.

اولین قدم برای افزایش هوش عاطفی , خودآگاهی   است . خودآگاهی(خودشناسی) یعنی شما چه احساسی دارید و چرا دچار آن احساس شده اید . اگرچه ممکن است این کار در بدو امر برای بعضی از افراد مشکل باشد , اما زمانی که فرد شروع به درک خود می کند ,می تواند دیگر مهارت های احساسی اش ر ا نیز توسعه دهد و در نهایت به هوش عاطفی بالایی دست یابد.

 

 

چرا هوش هیجانی یا EQ مهم تر از ضریب هوشی یا IQ است؟

 

در طول دهه های گذشته دانشمندان، محققان و دانشجویان شروع به تغییر مسیر ارزیابی و درک هوش افراد کردند. در این خصوص می بایست از آقای دکتر دانیل گلمن، روانشناس مشهور، کسی که کتابهای متعددی در موضوع هوش هیجانی نوشته است، تشکر کرد. دکتر گلمن حتی نشان داد که EQ از IQ مهم تر است.

IQ در مقابل EQ، تفاوت در چیست؟

IQ به معنای ضریب هوشی است و نشان دهنده میزان ضریب هوشی دانشگاهی یا محاسباتی یک فرد می باشد. برای یافتن میزان ضریب هوشی یک فرد یکی از چندین آزمون استاندارد تعیین ضریب هوشی در اختیار او قرار می گیرد. براساس میزان پاسخهای صحیحی که در بازه زمانی محدود فرد به سوالات می دهد، نمره ای به او داده شده و با سایر افرادی که در یک گروه سنی هستند، مقایسه می شود. تجربه نشان می دهد، کسانی که به خوبی از عهده آزمون ضریب هوشی بر می آیند، به لحاظ تحصیلاتی عملکرد بهتری داشته اند. این افراد از کسانی که IQ پایین تری دارند، درآمد بالاتری داشته اند و به طور عمومی از لحاظ جسمی سالم تر هستند.

EQ به معنای هوش هیجانی است و نشان دهنده توانایی فردی در درک، کنترل، ارزیابی و بیان احساسات می باشد. در حالی که افراد با سطح EQ بالا لزوماً دارای دانش آکادمیک و فنی بالایی نیستند، عملکرد بهتری در محیط های کاری در مقایسه با افرادی که IQ بالایی دارند، از خود نشان می دهند. چرا؟ این افراد خود آگاهی بیشتری دارند و بهتر می توانند برخورد های خود را تنظیم کنند، مسئولیت کارهای خود را بهتر قبول می کنند، با انگیزه هستند و با دیگران با همدلی برخورد می کنند.

چرا EQ از IQ مهمتر است؟

در حالی که بیشتر محققین می گویند که کارایی افراد در زندگی بوسیله IQ و EQ فرد تعیین می شود، شواهدی وجود دارد که IQ درصد کمتری از این اشتراک را تشکیل می دهد. تنها در حدود ۱۰ تا ۲۵ درصد از کارایی افراد از طریق IQ و بیش از  ۷۵ درصد کارایی افراد از طریق EQ آنها مشخص می شود. از این رو، بسیاری شرکت ها از متقاضیان کار قبل از استخدام آزمونهای EQ به عمل می آورند. برخی دیگر از شرکتها نیز دوره های ارتقاء سطح EQ جهت کارکنان خود برگزار می کنند.

هنگامی که من در بخش خرده فروشی یک شرکت کار می کردم، یکی از قانون هایی که قبل از استخدام افراد آن را در نظر می گرفتم این بود که “افراد را برای شخصیت آنها استخدام کن و برای افزایش مهارت شغلی به آنها آموزش بده“. معنای این جمله به طور ساده این است که آموزش بیشتر مهارت افراد را برای شغلی که بر عهده خواهند گرفت، بالا می برد و شما به سختی می توانید شخصیت یک فرد را با آموزش ارتقا دهید.

چرا بر EQ تاکید می شود؟

جواب این سوال ساده است، چون افراد با EQ بالا در محیط های تیمی بهتر کار می کنند. آنها بهتر می توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

همچنین مطالعات بسیاری نشان داده اند افراد با EQ بالاتر کارایی بهتری در محیطهای کاری دارند، رهبران خوبی هستند، اعتماد به نفس بالاتری دارند، صادق هستند و از نظر دیگران دوست داشنتی تر از کسانی هستند که از EQ پایین تری برخوردارند.

۵ویژگی اصلی هوش هیجانی

هوش هیجانی دارای ۵ ویژگی اصلی است. به محض شناخت شما از این ۵ ویژگی متوجه خواهید شد که چرا هوش هیجانی بالا تاثیر بسیار زیادی در عملکرد بهتر افراد در محیط کار و زندگی به همراه دارد.

این ۵ ویژگی عبارتند از :

·         خودآگاهی : به منظور کنترل احساسات، شما می بایست در مورد آنها آگاهی داشته باشید. خودآگاهی در این بخش نقش مهمی بازی می کند. تنها افرادی که خودآگاه هستند می توانند احساسات خود را کنترل کنند که باعث ایجاد اعتماد به نفس در خصوص کارهایی که می توانند انجام دهند و پیشنهاد هایی که می دهند، می شود.

·         خود داری : اگر شما نتوانید احساسات خود را کنترل کنید، در محیط کاری به علت تغییراتی که نیاز است در خود بوجود آورید، به طور مداوم با دیگران در حال ستیز و چالش خواهید بود. فقط کسانی که قادر به کنترل احساسات خود هستند، می توانند از ایجاد احساس لجاجت در خود جلوگیری کنند، مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرند، در مقابل تغییرات از خود انعطاف نشان دهند و برخورد مناسبی در خصوص ایده های جدید داشته باشند.

·         انگیزش : افراد بی انگیزه به ندرت به اهداف خود می رسند. در حالی که افراد با انگیزه به طور پیوسته در حال حرکت به سمت اهداف خود هستند تا قدمی به آنها نزدیکتر شوند. در مقابله با مشکلات در مسیر رسیدن به اهداف از حرکت باز نمی ایستند و با قدرت بیشتری از موانع عبور می کنند. معمولا فروشندگان بزرگ و افرادی که به یک سازمان جهت حرکت به سمت اهداف روحیه می دهند و آنها را تشویق می کنند، از جمله افراد با انگیزه  و با EQ بالاهستند.

·         همدلی : همدلی عبارت است از دریافت و درک احساس دیگران و شناخت تاثیر اعمال و رفتار خود بر آنها. افرادی که خصوصیت همدلی بیشتری دارند، در بخش های خدماتی سازمانها بسیار خوب عمل می کنند و به خوبی با دیگران صحبت کرده و به مشکلات آنها گوش داده و راه حل مناسبی به آنها ارائه می نمایند. با توجه به اینکه این افراد به خوبی احساسات دیگران را درک می کنند، به خوبی نیز می توانند با استفاده از این قابلیت خود به آنها جهت رسیدن به اهداف خود و سازمان انگیزه دهند.

·         مهارت های اجتماعی : مهارت های اجتماعی فارغ از آنکه شما در چه حوزه ای مشغول به فعالیت هستید، در زندگی افراد دارای اهمیت خاصی می باشد. افراد موفق ارتباط موثری با دیگران برقرار می کنند. ارتباطات فوق العاده ای جهت مدیریت برخورد، مدیریت تیمی، وظایف رهبری و در مجموع در هر جایی که نیاز به تشریک مساعی وجود دارد، مورد نیاز می باشد.

همانگونه که خواندید، حوزه های مختلفی برای تعیین میزان هوش هیجانی یا EQ جهت ارزیابی موفقیت شما در کارتان وجود دارد. همچنین شما می توانید با استفاده از این ۵ ویژگی میزان موفقیت خود در زندگی روزمره تان را نیز ارزیابی کنید.  در جهانی که دانش با شما فقط به اندازه جستجو در سایت گوگل فاصله دارد، هوش هیجانی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. همواره در شرکت های بزرگ تلاش بر آن است تا به کارکنان و پرسنل جهت ارتقا و بهبود این ۵ ویژگی آموزش و کمک در کنار ارتقاء دانش فنی آنها داده شود.

با توجه به موارد فوق هوش هیجانی EQ به مراتب از ضریب هوش آکادمیک یا IQ مهمتر و تاثیر آن در زندگی انسانها بیشتر است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۰
محمد سجاد حقیری

هوش میان فردی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی