تبادل آگاهی

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

تبادل آگاهی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست،
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

۲۲ مطلب با موضوع «بازاریابی مدرن» ثبت شده است

چ چیز باعث مقاومت در برابر تغییرات میشود!!!

اساسی ترین حقیقت زندگی در دنیای امروز ما تغییر است. این یک قانون است که مردم تمایلی به تغییر ندارند. ما در مقابل تغییر مقاومت می کنیم و دوست داریم کارهایی را انجام دهیم که به وسیله بیشتر مردم پذیرفته شده است. این طبیعت انسان است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۳۵
محمد سجاد حقیری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۳:۴۳
محمد سجاد حقیری

مردم تشنة کسی هستند که به آنها کمک کند تا به چیزی فراتر از زندگی امروزشان برسند. آنها تا خرخره در بدهی و بدبختی فرو رفته اند، در چرخه ای از اشتباهات تکراری گیر کرده اند که ظاهراً تمامی ندارد. آنها بدنبال چیزی فراتر از زندگیهایشان هستند تا با آن بتوانند کاری برای زندگیشان انجام دهند. ما می آموزیم که در عضوگیری، قبل از اینکه آنها به درخواست شما توجه کنند شما باید قلبشان را حس کنید. 

چیزی که مردم می خواهند این است که احساس خوبی راجع به زندگی، آینده و کار کردن با شما داشته باشند. به همین دلیل شما باید " بخاطر چیزی فراتر از بیزینسNM ، عضوگیری کنید. " آنها صرفاً به کار کردن با شما علاقه ای ندارند مگر اینکه شما با آنها کار کنید تا بیاموزند که چگونه از هزارتوی روزمرّگی و چرخة موش دوانی، خلاص شوند. چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ با تمرکز. روی چیزی تمرکز کنید که بازاریابی شبکه ای بجز یک بیزینس می تواند برای زندگی آنها به ارمغان بیاورد. باید رؤیایی بسیار بزرگتر از یک بیزینس را برای آنها زنده کنید. مثلاً چه چیزی؟ یک تحول شگرف در نحوة زندگی، آنچنان قدرتمند تا باعث شود از چیزهایی که آنها را تحریک می کند تا به زندگی یکنواخت و بدون شادی وشعف ادامه دهند دست بکشند. یا حتی چیزهایی ساده تر مثل اینکه این کار: می تواند تفاوتی اساسی در افکارشان ایجاد کند. می تواند هر اندازه که بخواهند باعث رشد شخصیشان شود. می تواند احترام به خود را در آنها افزایش دهد. و در کنار آن می تواند مزایای فراوانی از لحاظ مالی برای آنها داشته باشد. می تواند به آنها دانشی بیاموزد تا آنها را در راه رسیدن به اشتیاقشان کمک کند. می تواند به آنها بیاموزد که چگونه فرزندانشان را تربیت کنند تا شانس بیشتری برای زندگی بهتر داشته باشند. می تواند درکشان را از هر آنچه در زندگیشان رخ می دهد، تغییر دهد. و بسیار مهمتر اینکه: بخاطر رشد، بلوغ و پیشرفت در همة جنبه های زندگی، بالاخره به کسی تبدیل می شوند که همیشه آرزویش را داشتند. این سؤالات را از آنها بپرسید: " اگر یاد می گرفتی که رفتار بهتری با افراد داشته باشی، آیا کمکی در زندگیت می کرد؟ " " اگر فرد منظم تری بودی، آیا در زندگیت کمکی می کرد؟ " " اگر می توانستی ارتباط بسیار قویتری با افراد برقرار کنی، چه تفاوتی در زندگیت ایجاد می شد؟ " همینطور چند سؤال دیگر برای روشن کردن رؤیایشان: " تصوّر کن که ....(یکی از دستاوردهای کارتان را نام ببرید) را کسب می کردی، چه احساسی داشتی؟ " " مردمی را تصوّر کن که شیفتة گفته های تو هستند و می خواهند ببینند این دفعه چگونه آنها را بیان می کنی، چه احساسی خواهی داشت؟ " " تصوّر کن دوست عزیزی شدیداً نیازمند تو است و تو نیز همة آنچه او می خواهد در اختیار داری، چه احساسی خواهی داشت؟ " " تصوّر کن می دانستی که مطلقاً هیچ چیزی نمی تواند تو را در تصمیمت برای موفقیت در یک زمینه، متوقف کند. این چه کمکی به تو می کرد؟ " اگر بی ریا، قابل اعتماد و واقعاً مشتاق باشیدکه زمانتان را صرف کنید تا زندگی افراد را در مسیر رؤیاها و موفقیتشان قرار دهید، آنگاه آنها در هر شرایطی از شما پیروی خواهند کرد. اکثر افراد بخاطر حساب بانکیشان عضوگیری می کنند. آنها بر چیزی که آن فرد می تواند به حساب بانکیشان اضافه کند تمرکز می کنند و نه چیزی که آنها می توانند به زندگی آن فرد بدهند. درست است. این بیزینس را پول به حرکت در می آورد. اما از شما یک سؤال دارم: شما ترجیح می دهید که در تعقیب پول باشید یا اینکه آن را به سمت خود جذب کنید؟ راز میلیونرهای MLM . میلیونرهای MLM در این بیزینس در تعقیب پول نیستند بلکه پول به سمتشان جذب می شود. بخاطر کمک کردن به دیگران. ( بله من هم می دانم که استثناهایی وجود دارد، اما منظورم یک قانون کلی است ) یاد بگیرید که چگونه موفقیت را جذب کنید بجای اینکه در تعقیبش باشید. در نهایت " عضوگیری بخاطر چیزی فراتر از بیزینس MLM " خلاصه وار عبارتست از اینکه: به مردم نشان دهید که بیزینس شما بخاطر منافع و نتایجی که سوای بیزینس بودنش دارد، چگونه می تواند به زندگی آنها معنای تازه ای ببخشد و در رفع نیازهایشان به آنها کمک کند. اگر منظور صحبتهای مرا گرفته باشید، دستاورد شما چیزی بسیار فراتر از رؤیاهایتان درNM خواهد بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۴
محمد سجاد حقیری

همه‌ی ما با نقاط قوت و ضعف فرایند هدف‌گذاری آشناییم. ما باید اهداف خاص و چالش‌انگیز تعیین کنیم، از ابزار پاداش‌دهی استفاده کنیم، روند پیش‌رفت را ثبت کنیم و به‌صورت آشکار از خودمان تعهد نشان دهیم.

پس چرا هم‌چنان شکست می‌خوریم؟

تحقیقات روان‌شناختی به ما نشان می‌دهند ذهنیت‌های ما چرا و چگونه می‌توانند در دستیابی‌ به اهداف‌‌مان به ما کمک کنند:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۱۳
محمد سجاد حقیری

1 – جستجو برای افراد مناسب : اعتقاد اکثر افراد تازه کار در این تجارت به این صورت است : اگر شما افراد زیادی را بشناسید، به سادگی می توانید موفق شوید و اگر افراد زیادی را نشناسید شانس شما برای موفقیت بسیار ناچیز است. این در صورتی است که هر دوی این تصورات کاملا نادرست هستند. شروع من نیز در این تجارت مثل اکثر افراد بود و من هم در ذهنم چهار، پنج و شش نفر از افرادی که مد نظر داشتم به این تجارت دعوت کنم انتخاب کرده بودم. اما به اصرار لیدرم مجبور به نوشتن لیستی صد نفره از اطرافیانم شدم تا مثلا اصولی، کارم را انجام بدهم. در آن زمان من فکر می کردم بیش از صد نفر را نمی شناسم و نگاهم به اطرافم به شدت محدود بود. پنج سال بعد وقتی من به طور حرفه ای صنعت نتورک مارکتینگ را ادامه می دادم، نگاه کاملا متفاوتی داشتم ! در آن زمان من لیستی داشتم متشکل از سیصد نفر آدم و هر روز دو نفر جدید را به آن اضافه می کردم. به عنوان یک شخص حرفه ای من درک کرده بودم که هیچ وقت لیست من به پایان نخواهد رسید. چون در این کره خاکی هفت میلیارد نفر آدم وجود دارد.  

2 – دعوت افراد به فرضت تجاریتان یا معرفی محصولاتتان به آنها دعوت کردن دروازه ورود به صنعت بازاریابی شبکه ای است. اگر شما در انجام دادن دعوت درست و اصولی، ناموفق هستید، آینده تان در افق های این تجارت کم فروغ است. یکی از نکات مهمی که من در دعوتم رعایت می کردم این نکته ساده بود : تعریف چشم انداز این تجارت.  

 3 – معرفی محصولاتتان شما همیشه به استفاده از ابزارهای کمکی نیاز پیدا خواهید کرد. ابزارهای از قبیل بروشور، کاتالوگ، پاورپوینت و ... من همیشه از این ابزارها برای معرفی محصولاتم استفاده می کردم. اگر در مراسم بزرگی حضور داشته باشم که نتوانم ابزارهای کارم را به همراهم بیاورم، آن روز را یک استثنا در نظر می گیرم. اما من معمولا از ابزار استفاده می کنم.  

4 – پیگیری به احتمال زیاد شما در مورد اهمیت پیگیری شنیده اید. من یادگرفتم زمانی که شما شخصی را پیگیری می کنید، شما می خواهید کاری انجام دهید تا به دوستانتان بفهمانید که قصد انجام چه کاری را دارید !!! تنها دلیلی که به پیگیری می روید این است که قرار پیگیری بعدی را با او هماهنگ کنید. حدودا هشتاد درصد افراد مابین پیگیری چهارم تا ششم به شما خواهند پیوست. من به آنها نشان خواهم داد، کاری که ما انجام می دهیم به جهت این است که آنها به درک درست و کاملی از کار ما برسند. من علاقه زیادی به انجام این کار دارم.  

 5 – کمک به افراد برای تصمیم گیری نهایی : یکی از کارهایی که شما باید انجام دهید این است که از او در مورد اطلاعات کارت بانکیش سوال بپرسید و او را به سمت خرید و شروع تجارت راهنمایی کنید.  

 6 – راهنمایی افراد به سمت مسیر درست شما باید از این نکته اطمینان حاصل کنید که افراد با دید درستی این تجارت را آغاز کرده اند. حتما برای افراد سازمانتان زمان بگذارید. « چرای » ورود افراد به این تجارت را برایشان پیدا کنید و روی این علت تمرکز کنید. بی شک در راه رسیدن به هدفهایشان، افراد با چالشهای زیادی رو به رو خواهند شد. اما اگر آنها چرایشان را پیدا کرده باشند، چگونگی انجام آن اهمیت چندانی نخواهد داشت.  

 7 – ترویج همایش ها جلسات برایتان پول سازی می کنند. ما تکنولوژی های بیشماری را در اختیار داریم اما جلسات و همایش ها چیزهایی هستند که تجارت شما را به سمت سوددهی می برند. شما در یک جلسه افرادی را مشاهده می کنید که تصمیماتی مشابه تصمیمات شما گرفته اند و در جایگاهی مشابه جایگاه شما قرار دارند که این باعث ایجاد حس مثبت و زیبا می شود. زمانی که من این هفت گام را مطالعه کردم در نگاه اول متوجه نشدم که اینها مهارتهایی هستند که من باید برای حرفه ای شدن در این تجارت یاد بگیرم. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه باید به کتاب « هفت گام برای حرفه ای شدن در بازاریابی شبکه ای » مراجعه کنید. شما با کسب این مهارتها با سرعت بیشتری به سمت موفقیت گام برمی دارید.  کری پترسون پس از بیست و دو سال فعالیت و خدمت در نیروی دریایی ایالات متحده وارد بازاریابی شبکه ای شد و درست چند سال قبل از بازنشستگی توانست خود را به آزادی مالی برساند.  

 مترجم : محمد عبدالهی زاده 

باکیلیک بر رویز لینک زیر به کانال تبادل آگاهی در تلگرام بپیوندید

Telegram.me/tabadoleagahi

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۸:۱۴
محمد سجاد حقیری

3 – دلیل دیگر این است که در عصر کامپیوتر زندگی میکنیم در عصر دنیای کامپیوتری یعنی اینترنت، چه بخواهیم چه نخواهیم، باید بپذیریم که با این رقابت شدید و مخاطراتی که در عصر کامپیوتر وجود دارد زندگی در این عصر دشوار است و کار طاقت فرسایی است. مدتها پیش کارشناسان پیشبینی کرده بودند که قرن بیست و یکم عصر رفاه و رفاه طلبی است و این عصر اینترنت است که به راحتی همه چیز را در اختیار ما می گذارد. اما باید دانست که این رفاه با تلاش و عرق جبین به دست میآید.

ریچارد پو میگوید: نحوه زندگی در سالهای آتی تا حد زیادی بر اساس انتخاب امروز ما و استراتژیهایی که برای ایجاد تجارت خود در عصر اطلاعات به کار میگیریم تعیین میشود.

تایرون تیلور نت ورکر قوی شرکت Primerica (شرکت بیمه ای که از طریق NETWORK MARKETING خدمات خود را ارائه می کند) می گوید: در عصر حاضر آنچه که غنی را از فقیر جدا می کند، دانش و اطلاعات است. اما این دانش و اطلاعات نیازی به مطالعة آکادمیک ندارد. همانطور که یک مادر برای تربیت فرزندانش از کتابهای روانشناسی به ویژه روانشناسی کودک کمک می گیرد. از مشاورین مربوط کمک می گیرد و هزینه و سرمایه گذاری می کند تا فرزندی شایسته تحویل جامعه دهد.

ریچارد پو معتقد است : آنان که NETWORK MARKETING را انتخاب می کنند گامی بسیار بلند در مسیری درست بر میدارند.

4 – دلیل دیگر، ازدیاد ناامنی در جامعه است. مردم در آمریکا، دچار هراس از خرید هستند. خیلی ها وقتی هوا تاریک می شود برای خرید بیرون نمی روند و ترجیح می دهند در پیلة خود بمانند تا اجناس به در خانة (پیله) آنها برده شود.

این اتفاق در کشور ما هم در حال وقوع است. چند نفر از ما وقتی بیرون می رویم، مراقب کیف مان نیستیم و بیخیال و بیدغدغه راه میرویم؟ چند نفرمان موقع خرید عید، پولها را با خیال راحت و یکجا در کیف مان میگذاریم و تقسیم نمی کنیم؟ دیگر کم مانده پول را قبل از خرید یا بعد از خرید برای طرف پست کنیم که دزدیده نشود و به خودمان آسیب نرسد. ( منظور رساندن مطلب است.لطفا سوء تعبیر نگردد. )

خانم پاپ کورن میگوید که قرن 21، قرنی است که عادتهای خرید به شکل اساسی تغییر خواهد کرد. بجای رفتن به مغازه، مغازه به خانة ما می آید. در آینده ای نزدیک، NETWORK MARKETING همانند خرید عادی خواهد شد.

به همین دلیل کارشناسان به دنبال راهی بودند که بتواند با هزینة اندک اجناس را به خانه های مردم ببرد و آن راه، e-Commerce بوده یعنی خرید و فروش از طریق اینترنت. خرید و فروش به این طریق هم در ابتدا جذاب بود، اما انسان نیاز به ارتباط دارد و تنها بخشی از e-commerce، توانسته است تا این ارتباط را حفظ کند و آن NETWORK MARKETING است.

ریچارد پو، منظرهای را تصور می کند که پای کامپیوتر نشسته اید و روی سوپرمارکت کلیک می کنید، سراغ مثلاً بخش شامپوها میروید و شامپوهای مختلف با تبلیغ خاص خود، جلوی چشم شما عشوه گری میکنند. بعد شما روی یکی از آنها کلیک میکنید، سفارش می دهید و به در خانة شما میآید. اما فکر میکنید این کار تا چه مدت برای شما هیجان دارد؟ چیزی که پو میگوید این است که اگر به همین منوال بگذرد، تجارت الکترونیکی که روزی رؤیا و آرزوی انسان بوده، به کابوس افراد بدل میشود (شاید برای مخاطب حتی بدتر و مشمئزکننده تر از تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی شود). بنابراین باید راه بهتری پیدا کرد که روح هم داشته باشد. این کار تنها زمانی میسر است که انسان هم در انجام آن دخیل باشد.

5 – از دلایل دیگر که به نظرم جالب است، اینکه کارفرمایان خودشان هم به این سمت و سو تمایل دارند. فرض کنید که می خواهم یک شرکت بازرگانی داشته باشم. باید سرمایة هنگفتی را سرمایه گذاری کنم. جا و ابزار بگیرم و مجوزهای مختلف و افرادی که برایم کار کنند. اما تازه گرفتاری شروع میشود. اگر بخواهم موفق باشم باید مدام مراقب باشم که آیا همه کار میکنند یا نه؟ چون زیردستان تفکرشان این است که آنها کار می کنند تا من سود ببرم که واقعیت هم همین است. من بخشی از سود را به آنها می دهم (به عنوان حقوق) برای همین انگیزه کار در آنها خیلی قوی نیست. در حالیکه با MLM همان افراد میتوانند زیرمجموعه و دوستان من باشند که من آنها را و آنها زیرمجموعه هایشان را مدیریت میکنند. در عین حال برای خود کار میکنیم و به میزان کار خود، سود می بریم، آن هم با هزینهای به مراتب کمتر! من سازمانی را تشکیل میدهم که هم در سود و هم در ساختار و ساماندهی آن با دیگران همکار و شریک هستم. 

ازاینرو، تجارت به سمت شیوة تمرکززدایی به ویژه NETWORK MARKETING سوق پیدا کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۴۲
محمد سجاد حقیری


چرا تجارت به سمتNETWORK MARKETING رفت؟! 

اصلاً NETWORK MARKETING چیست ؟

پل پلیزر که در سن 23 سالگی مشاور اقتصادی ریگان و بوش بود، CD های آموزشی خود را مدتها برای عرضه در بازار ارائه کرده بود اما به فروش نمیرفت. از هر گونه تبلیغ هم استفاده کرده بود تا اینکه یکی از کارشناسان Amway از او خواست برای Amway یک سخنرانی داشته باشد. پس از آشنایی با Amway توانست CDهای خود را به کمک NETWORK MARKETING به فروش برساند.

در واقع در آمریکا به زمانی رسیدند که دیگر تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی فایده نداشت و مردم تلویزیون را خاموش میکنند ، حتی تبلیغات اینترنتی را که به Box یا Bulkشان میآید باز نمیکنند و حذف میکنند. در ذهن خود دژی درست کردند و بنابراین توزیع کالا به مشکل برخورد. چیزی که کارشناسان قبلاً هم پیشبینی کرده بودند.

دان هلودر گفته بود که از دهه 90 به بعد دیگر مهم نیست کارخانهها در ساخت باکیفیتتر رقابت داشته باشند، بلکه مهم این است که راه بهتری برای توزیع آن بیابند؛ چون در حال حاضر عامل توزیع، 80% هزینة کالا را تشکیل میدهد و مطمئناً راههای بهتری برای توزیع و حذف این هزینهها وجود دارد. به یک شیوة جدید توزیع و تبلیغ نیاز هست و آن NETWORK MARKETING است. در این روش از تبلیغ کلامی و سینه به سینه استفاده میشود که کمهزینه است. پس، هزینة تبلیغ را بین مشتریانی که خود، عامل توزیع میشوند، تقسیم میکند. تبلیغ کلامی به نظر بازاریابهای قبلی نتیجه تبلیغات خوب است، اما افرادی که در NETWORK MARKETING کار میکنند میدانند که بکارگیری اصول شناخته شده برای تبلیغ کلامی است که نتایج معتبر و عالی به بار میآورد.

2 – کارشناسان اقتصادی پیشبینی کردند که یک واحد بزرگ، دیگر مثل گذشته کارآیی ندارد. بله زمانی بود که Ronald Coase، به خاطر اینکه گفته بود عوامل کار خود را به صورت متمرکز در یک جا جمع کنید تا هزینه کمتر و کارآیی بیشتر داشته باشید، جایزة نوبل گرفت. اما این امر، مختص دورهای بوده که جمعیت دنیا به این حد نبود؛ با جمعیتی که در زمان او بود، این تئوری، کاربرد داشت. اما با ازدیاد جمعیت، این متمرکزسازی، عملاً میزان بیکاری را افزایش میدهد. بنابراین روند تمرکززدایی شروع شد. یعنی شرکتها، بخشهایی از کار خود را به خارج از سازمان خود واگذار کردند؛ کارمندان رسمی و دائمی خود را به صورت قراردادی به کار گرفتند که خود مشکلی دیگر ایجاد کرد که در جای خود توضیح میدهم. یکی از دلایل دیگر که متمرکز سازی جواب نمیدهد این است که با وجود فنآوری جدید میتوان خیلی از هزینه ها را کاهش داد. کارشناسان اقتصادی معتقدند شبکه ای از میلیونها واحد کوچکتر به مراتب محکم تر و سریع تر از یک سازمان متمرکز بسیار عالی عمل میکنند؛ چون توانمندی آنها به توان می رسد و هزاران عضو، میلیونها دوست پیدا میکنند. هر چه تعداد واحدها بیشتر باشد تعداد ارتباطات بین آنها بیشتر است و هر چه ارتباط بین آنها بیشتر، تجارت موفقتری داریم (در گذشته روابط عمومی مهم بود تا بتواند ارتباط ایجاد کند اما دراینجا ارتباطِ اول همه، براساس روابط عمومی نیست. نه اینکه روابط عمومی خوب نیست، بلکه روابط عمومی به معنای شناخت تعداد زیاد، کافی نیست. چون باید عوامل مهمتری وجود داشته باشد تا ارتباط ایجاد گردد).

خانم پاپ کورن مشاور اقتصادی Eastman Kodak , American Express و IBMدر طی دهة 90 به این شرکتها هشدار داده بود که باید این کار را انجام دهند و حتی بطور رسمی از آنها خواسته بود تا از NETWORK MARKETING برای ارائه خدمات خود استفاده کنند، اما به حرف او توجهی نشد. اما از اواخر دهه 90، همه شروع به تغییر کردند. حتی At&T امریکا هم مجبور شده شروع به همراهی با NETWORK MARKETING کند و خدمات راه دور خود را از طریق MCI و Amway عرضه کند. اما باز هم کارشناسان معتقدند این کافی نیست و باید خصوصی سازی به صورت کوآنتومی صورت گیرد یعنی هر سازمان به کوچکترین واحد خود یعنی افراد انسانی تجزیه شود.

کمپانی ژوپیتر کامیونیکشین پیشبینی کرده بود که 24% تجارت الکترونیکی تا سال 2002 از طریق جذب افراد مستقل صورت می گیرد اما این کافی نیست بلکه باید فروش یا گسترش اعضا به صورت NETWORK MARKETING و چند سطحی صورت گیرد تا این تمرکززدایی مناسب انجام شود. در واقع قدرت خصوصی سازی به عملکرد مستقل هر فرد در کنار یک شبکه و در ارتباط با آن است. وقتی یک سازمان یا بخشی از یک صنعت بصورت خصوصی سازی کوآنتومی یا انبوه کار کند، بخشهای دیگر هم مجبورند اینکار را بکنند درست مثل مهره های دومینو. چه بخواهند و چه نخواهند مجبور به انجام آن می شوند وگرنه باید کنار بکشند. در عصر حاضر سودآوری در این کار است.

در کشور خود ما هم مدتی است که اینکار صورت میگیرد. برای مثال وزارتخانه ها، کارمندان رسمی خود را بازخرید می کنند. اما همان ها را به صورت کارمند شرکتی یک شرکت خارج از وزارتخانه با قراردادهای حداکثر یک ساله و مزایای کمتر جذب می کنند. در جای خود به مشکلاتی که به بارآورده اشاره می کنم. خصوصی سازیهای فعلی همانی است که آنجا هم اتفاق افتاده است.

ادامه مطلب در بخش سوم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۸
محمد سجاد حقیری

History of NWM,MLM

The History

All about Network  Marketing & MLM

همانند تمام نظریات و عقاید قدرتمند، NETWORK MARKETING هم بدلیل فقدان فهم و اطلاعات کافی با مقاومت روبه رو شد. هیچ رازی دربارة NETWORK MARKETING وجود ندارد! فقط یک راه دیگری برای فروش و توزیع خدمات و محصولات است.NETWORK MARKETING در حال حاضر یک جوان تقریباً 60 ساله است!

در اوایل دهة 1940، شرکتی به نام ویتامین کالیفرنیا متوجه شد که تمام نمایندگان فروش جدیدش از دوستان و اقوام فروشندگان فعلیاش هستند که عمدتاً بدلیل اینکه محصول را به قیمت عمده فروشی اش می خواستند، به آنها می پیوستند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که داشتن نیروی فروش با تعداد افراد زیاد - که هر یک محصول کمی را می فروشند - بسیار ساده تر و آسان تر از داشتن تعداد کمی فروشندة ماهر است که محصولات زیادی را می فروشند. با توجه به دو مطلب فوق آنها یک ساختار سوددهی فروش را طراحی کردند که افراد را به دعوت نمایندگان جدیدی تشویق می کرد که از مشتریانی بودند که راضی بودند و از دوستان و اقوام آنها نیز بودند و هر کدام از آنها نیز این حق را داشت که محصول را به دیگران ارائه کند. این روش این امکان را می داد که نیروی فروش به صورت نمایی رشد کند. شرکت بابت فروشی که تمام گروه یا شبکة نمایندگان مستقل انجام می داد به آنها پورسانت می داد. در این زمان بود که NETWORK MARKETING متولد شد! چند سال بعد این شرکت به شرکت مکمل های غذایی Nutrilite تغییر نام داد.

اکثر کارشناسان اقتصادی اذعان دارند که کارل رنبرگ (موسس شرکت ویتامین کالیفرنیا) اولین کسی بود که NETWORK MARKETING را به شیوة موفق بکار گرفت. در واقع پیش از او شرکتهای فروش مستقیمی بوده اند که به نمایندگان فروش خود برای جذب افراد جدید، مبالغی را می پرداختند و یا حتی درصدی از چند روز اول سود فروشنده جدید را به معرف می پرداختند، ولی رنبرگ اولین کسی بوده که پورسانت دائمی را در نظر گرفته است. البته برخی معتقدند که آن طرح توسط دو مغز متفکر Nutrilite یعنی لی مارتینینگ و ویلیام گسل ابداع شده است. با این حال آن طرح، مشترکات زیادی با آنچه که امروز NETWORK MARKETING می خوانیم داشته است.

طرح Nutrilite به این صورت بود که شخص اول باید 25 جنس را می فروخت سپس می توانست یک فروشنده را وارد کند و از آن به بعد 3% از میزان فروش او را دریافت می کرد.

چند سال بعد یعنی در سال 1959 نمایندگان فروش سابق Nutrilite، "ریچارد دوس" و "جان وان اندل" شرکت Amway را - به عنوان American Way یعنی راه آمریکایی - به بازار عرضه کردند. آن دو، با ثروتی که از فعالیت در Nutrilite بدست آورده بودند و با یک عرق ملی و حس وطن پرستی، Amway را بنا نهادند که این طرح، یک موفقیت باورنکردنی در سرتاسر آمریکا بدست آورد.

اما در دهه 1970 بدون هیچ درک درستی از اینکه چه چیزی استفادة درست و صحیح از NETWORK MARKETING است، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) و انجمن های ایالتی تمام آمریکا، بر علیه تمام شرکتهای NETWORK MARKETING برخاستند. در سال 1975، FTC به دادخواستی علیه Amway پرداخت که در آن ادعا شده بود که این کمپانی یک هرم نادرست است و خودداری Amway از فروش محصولاتش در مغازه های خرده فروشی، یک مصداق خودداری از تجارت است.

شرکت Amway، چهار سال و میلیون ها دلار را صرف کرد تا نامش را از این ادعا پاک کند. سرانجام در سال 1979، FTC حکم داد AmWay  یک هرم نیست و سود آن از فروش محصولاتش تامین می شود و تأئید کرد که NETWORK MARKETING یک سیستم توزیع صحیح و پربازده است.

در مطلب بعدی به این دو موضوع خواهیم پرداخت ... با ما همراه باشید.

با کیلیک بر روی لینک زیر به کانال تبادل آگاهی در تلگرام بپیوندید

Telegram.me/tabadoleagahi

چرا تجارت به سمت NETWORK MARKETING رفت؟! 

اصلاً NETWORK MARKETING چیست ؟

ادامه مطلب در بخش دوم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۳
محمد سجاد حقیری

در اینجا اطلاعاتی در مورد ساختار انواع پلنها یا طرح های سود دهی شرکتها میگذاریم تا دوستان با کلیات پلنهای مختلف بیشتر آشنا شوند. 

 

طرح سودرسانی شرکتها

 (Network Marketing Compensation Plans)
طرحهای سودرسانی در بازاریابی شبکه ای متفاوت و به ظاهر پیچیده اند .شما اول باید این طرح یا "پلان کسب و کار" را از شرکت بگیرید و به دقت مطالعه کنید .
طرحهایی که ادعا می کنند بیش از 100% پاداش می دهند ،مدت زیادی دوام نمی آورند و در نهایت

عده زیادی متضرر شده و متاسفانه این خود باعث نگرش منفی به کل سیستم بازاریابی شبکه ای می شود. به عنوان یک قانون کلی خوب است به شرکتهایی که بیش از 60% به مشتریان می پردازند خوشبین نباشید.
طرحهای سودرسانی به 4 گروه تقسیم می شوند.
۱) Binary (باینری ): تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود عضو کند،2 نفرمی باشد ولی عضوگیری تا بی نهایت ادامه دارد. ولی چون مثل روشهای دیگر محدودیت درآمد ندارد، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. گرفتن پورسانت در این ساختار علاوه بر تعداد اعضاء زیر مجموعه، به تعادل قرار گرفتن آنها نیز بستگی دارد. یعنی برای گرفتن پورسانت تعداد افراد سمت  چپ و راست یکسان باشد.
۲) Breakaway : ( بیشترین سود و مزایا در مرحله جدا شدن فرد از بالاسری می باشد در صورت رسیدن به شرایط خاص رخ می دهد.) بیشتر به عنوان پلن مکمل با Matrix یا Unilevel استفاده میشود
۳) Matrix : تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود جذب می کند از 2 تا 7 نفر هستند و برای نفر هشتم پورسانت پرداخت نمی شود. عضوگیری از 5 تا 50 سطح است . یعنی محدودیت سطح در آن وجود دارد.
۴) Unilevel: تعداد افرادی که شخص بلافاصله بعد از خود جذب می کند، نامحدود است. ولی عضوگیری در سطح های بعد، از 5 تا ۱۵ سطح است . یعنی محدودیت سطح در آن وجود دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۴۷
محمد سجاد حقیری
آیا این توانایی را دارید که در عرض 30 ثانیه 10 عیب درباره یکی از اطرافیانتان یادداشت کنید ؟

آیا در طول روز بیشتر 
به معایب مردم می اندیشید ؟

آیا دوستان زیادی دارید ؟ 

در طول 
یک ماه آینده هر روز فقط برای امروزیکی از موارد زیر را رعایت کنید یا حداقل سعی در انجام آن نمائید . در پایان ماه ؛ شما دوستان زیاد ؛ روحیه ای شاد و محیطی دلپذیر خواهید داشت :

یادتان باشد شما قرار است فقط برای یک روز,هر روز این تصمیم را تجدید کنید...
سی روز یعنی سی تا یک روز
 

1) امروز در رفتار دیگران دقت کنید و کارهای نیک آنها را به ذهن بسپارید .

2) اگر می خواهید خدا در مقابل اشتباهات شما گذشت داشته باشد ؛ شما هم نسبت به خلق خدا گذشت نشان دهید .

3) امروز هنگانی که عمل بدی از کسی دیدید به خود برگردید و ببینید مشابه آن عمل از شما سرزده است یا خیر ؟

4) به دوستی که مدت ها از او خبر ندارید تلفن کنید .

5) به نقاط ضعف خود فکر کنید .

6) شخصی را که دوست ندارید , در نظر آورید و سعی کنید یک صفت مثبت برای او در ذهن بیابید .

7) امروز هنگام ایراد گرفتن از کسی , فکر خود را متوقف کنید .

8) امروز حداقل یک بار قضاوت منفی خود را در مورد اشخاص به مثبت تبدیل کنید .

9) اگر در جمعی هستید که بدی کسی را می گویند , آنجا را ترک کنید .

10) به یکی از اقوام پیر خود تلفن بزنید و احوال او را بپرسید .

11) برای تمام کسانی که در طول روز می بینید یک صفت مثبت بیابید .

12) با اقوام معاشرت کنید و به  دیدن آنها بروید .

13) به یکی از همسایگان خود , پیشنهاد کمک کنید .

14) بدانید که فکر منفی قبل از هر چیز ذهن خود شخص را آلوده می کند .

15) فکر کنید که بهترین صفت , دیدن خوبی دیگران است .

16) اگر کسی در مورد شما بدگویی کرده به حرفی که زده توجه کنید و درس بگیرید .

17) امروز در یک مورد اگر حق با شما است به دیگری آن را واگذار کنید .فرصت اشتباه دهید

18) امروز اگر اشتباه کردید فورا عذر خواهی کنید .

19) اگر خواستید فکر بد در مورد کسی کنید فورا دعا کنید .

20) لنز دوربین را به سمت خودمان برگردانیم عیبهای خودمان هم دیدنی است .

21) هنگام خرید سعی می کنید میوه های سالم را بخرید . در انتخاب افکار سالم هم همین کار را کنید .

22) همه مردم دنیا مخلوق خدا هستند . دل هر ذره را که بشکافی آفتابی اش در میان بینی .یکسان نگر باشید

23) از خانواده خود دعوت کنید .

24) هنگام عبادت , برای تمام مردم دنیا مخصوصا نزدیکان خود دعا کنید .

25) امروز از کسی برای انجام کاری کمک بگیرد و از او تشکر کنید .

26) بعد از گفتن اسم دیگران از کلمات جان یا عزیز استفاده کنید .

27) از مقابله به مثل در برابر کار بد دیگران پرهیز کنید .

28) از شکستن دل دیگران و به رخ کشیدن عیبهایشان صرفنظر کنید .

29) هنگام صحبت با مردم به چشم آنها بنگرید .

30) ضرب المثل قدیمی می گوید : چاه مکن بهر کسی / اول خودت دوم کسی

فراموش نکنید که هر توصیه مربوط به یکروز است . موفق باشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۱۷
محمد سجاد حقیری

به دو صورت میتوان به نتورک مارکتینگ نگاه کرد

1_ از طریق چشم و گوش ظاهری و به عبارتی از طریق حواس پنجگانه..... و بعد بگید , پس کو؟! پس چی شد؟! پس چرا جواب نمیده ؟!!

اینا(مشتری) که همش دارن میگن نه!!؟؟؟ چقدر مشکلات هست؟!چقدر نه شنیدن هست؟!

2_میتوان از طریق ویژن و بینش و نگرش خودتون ببینین, ویژن چیزیه که حتی یک نابینامیتونه داشته باشه , اما خیلی ها که حتی بینا هم هستند ویژن ندارند !!!!!!!!!!!!!!!

95 درصد کارهایی که ما تو نتورک میکنیم به نظر میرسه که داریم وقت تلف میکنیم (اگه با حواس پنجگانه نگاه کنیم) ولی اگه دنبالش بری و ترک نکنی, همون 5 درصدی که به نظر نمیومد موجب موفقیت تو میشه

به یک کوه یخی ice berg فکر کنین, وقتی کوههای یخی رو در دریاهای شمال میبینین فقط نوکش از آب میاد بیرون, ولی این قله یا نوک که دیده میشه فقط یه مقدار کوچیکی از اون کوه یخی هست ,اما بیشترش شاید 95 درصدش , اون قسمتی از کوه هست که زیر آبه و ما اون 95 درصد رو نمیبینیم و فقط 5 درصد نوکش که از آب زده بیرون رو میبینیم

در نتورک مارکتینگ هم 95 درصد کارهای که میکنیم و ارتباط هایی که برقرار میکنیم , زیر آبه و دیده نمیشه و بنابراین ,حرفی که میزنیم و چیزی که میگیم و کارهایی که در مواجهه با افراد انجام میدیم فقط 5درصد از کاریه که میکنیم و در واقع این حرفا و کارهای ظاهری ما فقط 5 درصد اهمیت داره....... بنابراین خیلی ها میان و میگن: من الان چی بگم به مشتریم, چطوری کار رو بهش معرفی کنم ؟ چی بگم که وارد این بیزینس بشه ؟!

چی گفتن و چه کارهایی انجام دادن ,فقط همون نوک کوه یخی است, اما 95 درصد زیرش که پایه و فندانسیون حرفهای شماست , اون احساسی هست که شما دارید

مثلا من به شما تلفن میزنم که این بیزینس منه و میخوام شمارو وارد بیزینس خودم بکنم و دارم از کلمات خیلی خوبی ,به درستی و با مهارت استفاده میکنم , ولی از لحاظ احساسی دارم تو دلم میگم : ...وای ,الان میگه نه, وای ,این کار میکنه؟! یعنی چی میگه؟!اگه بیاد و موفق نشه چی؟! اگه دوست نداشته باشه و بره به همه بگه چی ؟!.....

و اینها احساس منه که پایه و فندانسیون کوه یخی هست و این پایه و فندانسیون هست که 95 درصد از ارتباط من با این فرد رو تحت تاثیر قرار میده و با اینکه من احساسات درونی ام رو به اون نفر نمیگم و در ظاهر دارم خوب حرف میزنم, اما این احساس من وارد ضمیر ناخودآگاه اون فرد میشه.... ودر این زمان ,همون احساسی که بصورت ناخودآگاه منتقل میشه ,دقیقا همون احساس رو در درون اون فرد اکتیو و فعال میکنه...

بنابراین اگر احساس من, احساس ترس باشه که داره وارد ضمیر ناخودآگاه شما میشه, قطعا در شما احساس شادی و هیجان و تصمیم رو اکتیو نمیکنه

بنابراین زمانی میتونیم احساس خوبی وشادی رو در شما اکتیو کنم, که حواسم به احساس خودم باشه

بنابراین برای موفقیت در هر کاری ,چه نتورک مارکتینگ, چه خود زندگی , همیشه باید حواستون به این 95درصد فندانسیون کوه یخی باشه

  قانون زندگی قانون باورهاست و باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهاست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۰۳
محمد سجاد حقیری

زمانی که یک نت‌ورکر، قصد اثبات خصوصیتی را دارد؛ حین بحث در مورد منفعت یا موارد استفاده‌ی محصولی «جدید»؛ ممکن است که با پاسخ‌های منفی یا پوزش از جانب مشتری مواجه گردد یا با هرچیز دیگری که به نوعی فرار از خرید تلقی شود.

پاسخ‌گویی به این مشکلات را در اصطلاح بررسی ایرادات(Objection Handling) می‌گویند . انواع ایرادها(Objections) : به طور کلی تعداد متعددی ایراد(Objection) وجود دارد که ما چند تا از مهم‌ترینشان را برایتان بازگو می‌کنیم. اگر بتوانید چگونگی مطرح شدن ایرادهای مشتری را طبقه بندی نمایید آن‌گاه اولین گام بررسی ایرادها(Objection Handling) را برداشته‌اید.

ما این‌جا انواع ایرادها را با ذکر مثال برای شما آورده‌ایم :

۱- نیاز : ایشان می‌گویند که به محصول یا خدمات شما نیازی ندارند. البته ممکن است که توام با دلایل یا بهانه‌هایی از جانب ایشان باشد یا این‌که بگویند که هنوز قانع نشده‌اند.

مثال : • من در یکی دیگر از این‌ها عضو شده‌ام . • ممنونم. من نیاز مالی ندارم . • من برای این کار اصلا وقت ندارم . • نمی‌خواهم، همین !

۲- قیمت : ایرادات در مورد قیمت محصول.

مثل : • چی؟ چقدر ؟؟! • من تمام حقوقم تا آخر ماه را خرج کرده‌ام . ‌• من تجارت مشابهی با هزینه‌ی کمتر سراغ دارم .

۳- خصوصیات: ایرادات اساسی از چیزی که شما می‌فروشید. خواه در مورد جنبه‌های خدمات باشد خواه اجزای یک محصول

مثل: • این‌کار سواد انگلیسی و اطلاعات اینترنتی بالایی می‌خواهد و از عهده‌ی من خارج است . • به امنیت مالی در تجارت‌های اینترنتی اعتماد زیادی نیست . • کیفیتش به اندازه‌ی کافی بالا نیست .

۴- وقت : این نوع ایراد، بیان مشکلاتی در زمینه‌ی وقت است که شخص به نوعی می‌خواهد فرصت بیش‌تری از شما بگیرد بنابراین پاسخش حاکی از عدم آمادگی‌ست. مثل : • نمی‌دانم. باید بیش‌تر فکر کنم . • من تا ماه آینده پول ندارم . • فعلا که اسباب کشی دارم. شاید بعدا • من باید مشورت کنم .

توجه: این پاسخ‌ها با «من برای این کار وقت ندارم» فرق دارد و نباید اشتباه شود که این پاسخ مربوط به قسمت اول ایرادها یعنی نیاز است و ایشان قصد گرفتن فرصت ندارند .

۵- منبع و ماخذ : ایشان در مورد سازنده و منبع محصولات می‌پرسند. اغلب هم سوالات در مورد اعتبار شرکت است. حتی ممکن است که این سوالات شامل خود شما هم بشود. مثل: • من شما را نمی‌شناسم. من ترجیح می‌دهم با کسانی که می‌شناسم کار کنم . • من گزارشی دیده‌ام در مورد این‌که شرکت شما با اعضائش چقدر بد تا کرده است . • از کجا معلوم که شما این‌جا باشید و تا مدت‌ها از من حمایت کنید ؟

مراحل بررسی ایراد (Objection-Handling Prosecc) : مراحل ذیل، راهی کلی جهت بررسی ایرادها می‌باشد :

۱- گوش دادن : صبر کنید! سعی نکنید که همان ابتدای کار، صحبت کسی را قطع کنید( تو حرف کسی نپرید) – این کار سبب ایرادهای بیش‌تر می‌شود.

وقتی که شما در صحبت‌های طرف مقابل، وقفه ایجاد کنید؛ به جای این‌که به ایراداتش پاسخ دهید؛ در حقیقت به ایراداتش، ایراد می‌گیرید . Do not Object to their Objections زمانی که شما از گوش دادن به طرف مقابل سر باز می‌زنید؛ شک نکنید که قدم بعدی ایشان به سمت در خروجی خواهد بود .

با دقت به حرف‌های مشتری گوش دهید و مهم نیست که تا به حال چند بار همان حرف‌ها را شنیده باشید (برایان تریسی)

شیوه‌ی شونده‌ی فعال را به کار ببرید. یعنی با تکان دادن سر و کمی خم شدن به سمت مشتری، به طور فیزیکی نشان دهید که به صحبت‌های ایشان توجه دارید و آن‌چه که گفته می‌شود را کاملا می‌فهمید. البته در باطن نیز باید با اشتیاق و اهمیت گوش دهید زیرا ایشان دارند چیزهایی می‌گویند که به شما کمک می‌کند که بهتر بتوانید محصولتان را به ایشان بفروشید. در واقع هدیه‌ای از جانب ایشان به شماست. اگر شما گوش نکنید مطمئن باشید که قدم بعدی ایشان به سمت در خروجی خواهد بود.

۲- سوال : پس از گوش دادن، از مشتری سوالات مناسبی کنید و باز هم با دقت به پاسخ‌هایش گوش دهید. پرسیدن، نه‌تنها نشان‌دهنده‌ی توجه شماست؛ بلکه اطلاعات بیش‌تری هم کسب می‌کنید و همان‌طور که گفته شد؛ به فروش محصولتان کمک می‌کند. زمانی که چیزی می‌پرسید؛ به زبان بدن مشتری دقت کنید که اطلاعات بیش‌تری در مورد این‌که او چطور می‌اندیشد و چه احساسی دارد؟! به شما می‌دهد . شما هم‌چنین می‌توانید پیازداغش را هم با پرسیدن آیا مشکل و سوال(ایراد) دیگری هم هست که بتوانم کمک کنم؟ بیش‌تر کنید . توجه داشته باشید که پرسیدن، همیشه هم ضروری نیست بلکه باید بسنجید که چه کار می‌کنید. هم‌چنین به یاد داشته باشید که پرسش‌های شما، رنگ بازجویی و استنطاق نگیرند. اگر مشتری چنین برداشتی کند؛ اصطلاحا به آن رتبه‌ی سوم می‌گویند که حالت خوش‌آیندی نیست و مشتری را بسیار بی‌علاقه می‌کند .

۳- تفکر : اکنون قبل از بررسی ایرادها، فکر کنید که کدام روش در مورد ایشان، بهترین روش است؟ آیا باید از روش مقابله‌ای استفاده کرد یا از ملاطفت و تایید کردن وی یا این‌ که باید از ادامه‌ی کار طفره رفت و به روز دیگری موکول کرد؟ (البته در صورتی که مطمئن باشید روز دیگری در کار خواهد بود) تفکر کار خوبی‌ است.

وقتی که لحظه‌ای اقدامتان را متوقف می‌کنید؛ بدین صورت ثابت می‌کنید که به ایرادهای ایشان جدیت و توجه خاصی ابراز نموده‌اید .

۴- بررسی : اکثراً این مرحله ممکن است که چند ثانیه بیش‌تر طول نکشد یا سه مرحله‌های قبلی زمان بیش‌تری از شما بگیرند. اکنون اگر شما آمادگی بررسی کردن را دارید؛ شیوه و متدی که مطمئنید آن کارسازتر است را در بررسی‌تان استفاده کنید. شما ملزم به استفاده از روشی نیستید که می‌دانید آن روش، جواب نمی‌دهد .

۵- مرور : در پایان، یک مروری داشته باشید تا نکاتی که موجب موفقیت شما شد را پیدا کنید. از خودتان بپرسید که آیا به سوالاتشان پاسخ دادید؟ آیا ایرادات دیگری هنوز بی‌پاسخ مانده است؟ و در صورت ضرورت به آن‌ها نیز پاسخ دهید .

برطرف نمودن ایرادات(Overcoming Objections) :  برطرف کردن این ایرادات از مهم‌ترین مواردی‌است که باید بیاموزید. یکی از اصولی که باید آموخت این است که مشتری هرگز دلیل اصلی نخریدن محصول را نمی‌گوید. در اغلب موارد، ایراد مشتری، به این معناست که او می‌خواهد اطلاعات بیش‌تر در مورد محصول بداند. شاید خودش هم نداند که دلیل ایرادش این است! اما یک پرزنتر خوب حتما این نکته را می‌داند و درک می‌کند .

مهم: ایرادات را سوال تلقی نمایید . زمانی که مشتری، از چیزی ایراد می‌گیرد؛ با زبان بی‌زبانی به شما گفته: «من اگر محصول را نمی‌خرم به این دلیل است که اطلاعاتی که داده‌اید کافی نیستند. آیا ممکن است که اطلاعات بیش‌تری بدهید تا بتوانم تصمیم خود را عوض کنم؟» اول از هرچیز باید بدانید و یاد بگیرید که واقعا منظور مشتری همان است و شما باید مثال‌های دیگری بزنید و او را از فواید دیگر محصول باخبر نمایید .

با رقیب کاری هم‌عقیده باشید : زمانی که مشتری از رقیب کاری شما، صحبت می‌کند؛ تعداد کثیری از فروشندگان تازه‌کار، با مقابله کردن و قطع سخن مشتری و به کار بردن کلماتی مانند «نه ... اما! ...» نوعی تضاد ایجاد می‌کنند. با واکنش‌هایشان، درحقیقت به مشتری خود می‌گویید: «بس کن... حرف نزن!» این خیلی مهم است بدانید که «در این روش، نتورکر در بحث و استدلال برنده خواهد شد اما به قیمت از دست دادن مشتری‌اش!!» اما گمان نکنید که هم‌عقیده شدن با رقیب؛ یعنی او درست می‌گوید و شما اشتباه می‌کنید بلکه به این معنی‌ست که شما منظور او را خوب درک می‌کنید . ابتدا ایرادات را بزرگ کنید : این یک قاعده است: «بهترین روش برای تسلط به ایراد مشتری، این است که ابتدا آن را رشد بدهید. سپس آن را هنگام پرزنت برطرف نمایید.» اگر شما می‌دانید مثلا قیمت محصول، اغلب با سرسختی مواجه می‌شود؛ پس متن پرزنتتان را طوری تنظیم کنید که در آن شش تا هشت مرتبه، عبارتی مانند این جمله تکرار شود: «این کار در نوع خود پردرآمدترین و درعین حال کم‌هزینه‌ترین تجارت است»

به‌کار گیری Feel, Felt, Found : زیگ‌زیگلر(Zig Zigler) از مربیان مشهور در زمینه‌ی فروش، معتقد است : زمانی که یک ایراد رخ می‌دهد؛ اصول Feel, Felt, Found را به کار ببرید. این کار یک ابزار ضربه‌گیر فوق‌العاده در اختیارتان می‌گذارد که از جنس زمان ساخته شده و این مجال را به مشتری احتمالی می‌دهد تا خود را با دیگران یکی کند» مثال: «من احساس شما را می‌دانم؛ دیگران هم چنین حسی داشته‌اند تا این‌که فهمیدند ... » (سپس یک مثال مناسب به کار ببرید) این روش پاسخ‌گویی، در ابتدا، هر ایرادی را نرم و ملایم می‌کند زیرا که مشتری حس می‌کند که شما، او را درک کرده‌اید . چگونگی عمل‌کردFeel, Felt, Found : با القای این موضوع که شما احساس مشتری را درک می‌کنید(هم‌دلی)، بین خود و او، یک هم‌آهنگی و هارمونی مناسب جهت رسیدن به نوعی تفاهم ایجاد می‌کنید(Feel) . زمانی که در مورد اشخاص دیگری که همان احساس را داشته‌اند؛ صحبت می‌کنید؛ شما کانون و مرکز توجه او را به نقطه‌ی بی‌طرفی معطوف می‌کنید که باورکردنی‌تر و قابل اعتمادتر است. هم‌چنین او ناخواسته خود را عضو گروهی از افراد هم‌عقیده می‌بیند و احساس تنهایی نمی‌کند(Felt) . زمانی که او در ضمیر ناخودآگاهش به آن گروه پیوست؛ کار شما هم راحت‌تر خواهد شد زیرا با بیان چگونگی تغییر عقیده‌ی آن گروه، مشتری نیز که اکنون عضو آن گروه شده است؛ هم‌زمان باید تغییر عقیده بدهد(Found) 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۴:۲۶
محمد سجاد حقیری

اولین ومهمترین:آنها بدون مشورت هیچ کاری انجام نمیدهند


۲ آنها در این کار صبوری دارند.

 

۳ آنها تداوم و پیگیری یک سگ بولداگ را دارند.

 

۴ آنها هدف دارند: یعنی ۱ اهداف کوتاه مدت، ۲ اهداف میان مدت، ۳ اهداف بلند مدت.

 

۵ آنها این کار را روزانه انجام میدهند.

 

۶ آنها بدون هیچگونه سایه شک، به محصولی که نت ورک مارکتینگ به ارمغان می آورد ، اعتقاد دارند.

 

۷ آنها اول خود، پرستیژ و شخصیتشان را عرضه میکنند.

 

۸ آنها میدانند که چه چیزی افراد را بحرکت در می آورد.

 

۹ آنها خط اول مجموعه خود را خوب آموزش میدهند تا همانند سازی صورت گیرد.

 

۱۰ آنها تلاشهای افراد مجموعه خود را ارج می نهند.

 

۱۱ آنها از دیگران می آموزند.

 

۱۲ آنها هیچوقت قانع نیستند و دایما در حال بسیج کردن و سازماندهی نیروها هستند.

 

۱۳ آنها این کار را ساده انجام میدهند.

 

۱۴ آنها با مجموعه خود در تعامل و تماس هستند.

 

۱۵ آنها مسافت های دور را می پیمایند تا چیز های بیشتری بدست آورند.

 

۱۶ آنها حد اقل ۷ بار پیگیری انجام میدهند.

 

۱۷ آنها کارها و مسایل را اولویت بندی می کنند.

 

۱۸ آنها بر نقاط قوت مجموعه خود تمرکز میکنند.

 

۱۹ آنها تلاشهای خود را اتومات میکنند.

 

۲۰ آنها برنامه آموزشی روزانه دارند :۱ کتابها ۲ روز نامه ها ۳ کاست و سی دی و ...

 

۲۱ آنها جهانی می اندیشند.

 

۲۲ آنها در زمان مناسب در کار سرمایه گذاری می کنند.

 

۲۳ آنها در این کار از منطقه امن عادت هایشان بیرون می آیند.

 

۲۴ آنها خود را به خاطر موفقیت درکار ستایش و تحسین می کنند.

 

۲۵ آنها پولی را که از این کار در می آورند در حین کار سرمایه گذاری می کنند.

 

۲۶ آنها از کار خود لذت می برند.

 

۲۷ آنها ارگانیزه شده و منظم و ساماندهی شده فعالیت می کنند.

 

۲۸ آنها ۱ وقت ۲ انرژی ۳ افراد انسانی را تلف نمی کنند.

 

۲۹ آنها تصمیمات را سریع اتخاذ کرده و سریع عمل میکنند.


و آخرین خصوصیت:آنها اهرم میشوند و اهرم میکنند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۴:۲۰
محمد سجاد حقیری
  1. آماده باشید، کمربندهای پرواز را محکم ببندید، میخواهیم جذاب، توانمند، زیبا و مقتدر باشیم و زیبایی های وجود خود را در معرض نمایش انسانها قرار دهیم.
  2. پرزنت به معنای هدیه است، یعنی وقتی شخصی را پرزنت می کنی داری به عزیزی هدیه تقدیم می کنی.
  3. انسانهای موفق نه تنها متاع ارزشمندی در وجود خود داشته اند، بلکه توانسته اند آنرا خوب پرزنت کنند.
  4. یکی از مهمترین اهدافی که باید در کارت داشته باشی، بهترین پرزنتور شدن است.
  5. مهمترین سرمایه شما در پرزنت، اعتماد به نفس و خودباوری است.
  6. هنگام پرزنت، شما باور و یقین خود را پرزنت می کنید.
  7. یکی از مهمترین عوامل موفقیت شما قدرت بیان و نفوذ کلام شماست.
  8. قابلیت ها و لیاقت های فردی خود را ارتقاء دهید.
  9. در هنگام پرزنت حتما به شخص مقابل هم اجازه صحبت کردن و نظر دادن بدهید.
  10. خجالت یک باور غلط است.
  11. قدرت همه انسانها بسیار زیاد است، اما این بستگی به باور و یقین ما دارد که تا چه اندازه بتوانیم از این قدرت استفاده کنیم.
  12. همیشه به این فکر کنید چه زیباست که برای همه صحبت کنی و یا اینکه همه منتظر این باشند که تو را ببینند و از همه زیباتر این است که تو بتوانی با پرزنت زیبای خود زندگی یک شخص رو عوض کنی.
  13. سعی کنید که در زندگی منشأ اثر باشید و بگذارید که همه به شما از یک نگاه پایین به بالا نگاه کنند.
  14. اولین مشخصه یک پرزنتور قوی، تغییر کردن خود اوست.
  15. در قرآن آمده است که:
    "احیاء یک انسان، احیاء یک ملت است"
  16. Presentation یک جاده دو طرفه است، تو خوب پرزنت می کنی و او خوب گوش می دهد.
  17. "Honesty is the best policy" یعنی صداقت بهترین سیاست است.
  18. جذابیت وجود: برای اینکه انسانهای جذاب را جذب کنی، تو خود باید جذاب باشی.
  19. انسان جذاب: انسانی در دنیایی از اعتماد به نفس و شخصیت رهبرگونه که تمام زیبایی های وجودش در چهره خندان و متبسم او تجلی پیدا می کند.
  20. جذابیت با زیبایی فرق می کند، انسانها جذب آراستگان می شوند.
  21. نرم و ملایم و زیبا سخن بگویید.
  22. فرد محترمی باشید، به خود احترام بگذارید.
  23. "اگر می خواهید ببینید که دیگران نسبت به شما چه حسی دارند، ببینید که خود شما چه حسی را نسبت به خود دارید"
  24. متبسم باشید، شخصیت قاطعی داشته باشید گاهی نه بگویید.
  25. زبانتان باید ابزار دلتان باشد، شما باید خود پیام خود باشید.
  26. دانش و آگاهی خود را بالا ببرید تا بهتر سخن بگویید،علم، دانش و تجربه عمق جذابیت است.
  27. انسای موفق در دنیایی از اعتماد به نفس لبخند بر لب دارند.
  28. با احساس و هیجان سخن بگویید.
  29. به هنگام ارائه سخن به نیازها و منافع طرف مقابل هم فکر کنید.
  30. یک رهبر باشید و برای انسانها سخن بگویید.
  31. رهبران چگونه اند:
    الف) بسیج باورها واندیشه ها بسوی خلق هدفها، رهبری، علم بر انگیختن و هدایت انسانها و سازمانهاست؛ رهبری، برخورداری از نفوذ اجتماعی است.
    ب) رهبران از طریق افکار و رفتار فردی خود، راه را به دیگران نشان داده و آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.
  32. خود پیام خود باشید و در مخاطب باور بسازید و به این توجه کنید که مخاطب اول باید تو را باور کند و بعد حرف تو را.
  33. اول او را مثل یک عقاب، تشنه رسیدن به هدف کنید، بعد برایش صحبت کنید.
  34. یک عقاب باید اول: شوق پرواز و دوم: مهارت پرواز داشته باشد.
  35. لباس سخنران باید مناسب محیط و زیبا باشد.
  36. برای مردان، ساعت و کفش و برای خانمها عدم افراط در آرایش بسیار مهم است.
  37. بدن باید عطر ملایم و آرامی داشته باشد.
  38. پرزنتور باید بر روی حرکات بدن خود کنترل کامل داشته باشد و ایجاد حس آرامش کند.
  39. "Practice makes PERFECT" به این معنا که تمرین راه کامل شدن است.
  40. انرژی بدهید، شادی بیافرینید و آموزش بدهید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۹
محمد سجاد حقیری



تخیل در ذهن حتما به این معنا نیست که شما چیزی را در ذهن خواهید دید بلکه کاری است که ما روزانه بارها و بارها آن را انجام میدهیم. وقتی در رویاهایمان غوطه ور میشویم در واقع ما در حال استفاده از تخیل هستیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۰:۱۵
محمد سجاد حقیری

بزرگترین هنر هر انسان این است که بتواند خود را از شر عقایدی که به او تحمیل شده اند خلاص کند

و معنای زندگی خودش را خلق کند،ولی بیشتر ادمها قادر به انجام این کار نمیشوند و تا اخر عمر حمال افکار دیگران باقی میمانند.

ذهن ما مانند یک تلویزیون با صدها شبکه است؛

و این ما هستیم که تصمیم میگیریم روی کدام شبکه باشیم!

شبکه رنجش 

شبکه بخش ش،

شبکه نفرت،

شبکه مهربانی،

شبکه شادمانی،

شبکه برنامه تکراری دیروز!!!

تصمیم ما همان کنترل یا ریموت ماست.

پس ،لحظاتت را با انتخاب بهترین شبکه ها زیبا کن ..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۰
محمد سجاد حقیری


ماهیت لیدرشیپ : ساختن یک مجموعه بزرگ بسیار مشکل اما پاداش دهنده است.
چند هفته پیش یکی از لیدر های من درمورد مشکلی که با یکی از لیدرهای یکی دوسطح پایین تر پیدا کرده بود،با من مشورت کرد . من هم همان روز این مسأله را با ج .آرنولد در میان گذاشته و نظر او را خواستم . آرنولد خیلی سریع گفت : که لیدرهای من باید مطابق اصول لیدرشیپ عمل نمایند . متوجه منظور او شدم و توانستم تنها با همان اصل لیدرم را به شیوه درستی راهنمایی کنم .
اما آنچه مرا برانگیخت تا این مقاله را بنویسم ، این گفته آرنولد بود که :

"ساختن یک مجموعه بزرگ و نگهداشتن آن در حقیقت بیشتر مربوط به رهبری است تا (انگیزه ) پول " .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۷
محمد سجاد حقیری


سرگذشت یاگر یک داستان موفقیت واقعی از فقر تا ثروت است؛ او یکی از موفق ترین افراد در صنعت " MLM" است .

این داستان هدیه به کسانی است که دوست دارند راه موفقیت دیگران را بدانند و از آن به نفع خود استفاده کنند، مخصوصا داستانهایی درباره کسی که به معنای واقعی کلمه هیچکاره و بدون هیچ مهارت و تخصص از صفر تبدیل به یک غول درامدسازی شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۳۲
محمد سجاد حقیری


برای موفقیت در تجارت نتورک مارکتینگ ، جلسه هر فرد با خودش ، موثرترین جلسه اوست. تا روی کار خودش تمرکز کند و بپرسد: «الان در کجای این کار قرار دارم؟»

 هشت دلیل برای شکست افراد در این حرفه وجود دارد :

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۲۰
محمد سجاد حقیری

در یک شرکت بازاریابی شبکه ای، یک توزیع­ کننده (بازاریاب) محصولات شرکت را به صورت عمده خریداری کرده و به طور خرده فروشی، به دور از یک مکان ثابت تجاری، به مصرف­ کننده نهایی می فروشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۰۷
محمد سجاد حقیری

کشیش "مارک یارنل" مقیم یک شهر کوچک در ایالت تگزاس، به علت ورشکستگی در حال از دست دادن تمام دارایی و اموال و حتی خانه و اتومبیل شخصی خود بود. او بدنبال راهی بود تا بتواند خود را از این وضع هولناک برهاند، که توسط یکی از دوستان خود با 
بازاریابی شبکه ای آشنا شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۵۵
محمد سجاد حقیری


مقاومت در برابر تغییر ((اینرسی پارادایم))

اساسی ترین حقیقت زندگی در دنیای امروز ما تغییر است. این یک قانون است که مردم تمایلی به تغییر ندارند. ما در مقابل تغییر مقاومت می کنیم و دوست داریم کارهایی را انجام دهیم که به وسیله بیشتر مردم پذیرفته شده است. این طبیعت انسان است.

مردم عموما از چیزهایی که ممکن است موجب ایجاد تغییر شوند ، و یا در مورد آن ناآگاه باشند می ترسند. ترس از تغییر موجب به استهزا گرفتن بزرگانی چون کریستوفر کلمب، لوئی پاستور، توماس ادیسون و آلبرت انیشتین شده است. مثالهای دیگری از نحوه تاثیر ترس بر فرآیند پیشرفت وجود دارد.

در اوایل دهه 1960 ، دادن حق امتیاز تجاری (Franchising) یک فناوری انقلابی جدید در تجارت بود و با مقاومت روبرو شد. مجلات و روزنامه ها نوشتند که این یک روش کلاهبرداری و دزدی است. داستان مردمی که تمام زندگی خود را با این روش از دست داده بودند در همه جا شنیده می شد. حرکتی بسیار قوی برای غیرقانونی کردن این روش وجود داشت. در حقیقت این روش با 11 رای در کنگره از غیرقانونی شدن رها شد.

امروزه چیزی که حیله تجاری نامیده می شد بیش از 34 درصد خرده فروشی را در آمریکای شمالی تشکیل می دهد و نزدیک 800 میلیون دلار کالا و خدمات از این طریق ارائه می شود. هر صنعتی همانند این مورد به تدریج کامل می شود. در دهه 1970 ماساژورها به عنوان آدمهای شارلاتان به حساب می آمدند، بازار سهام مشکوک و نوعی از قمار شناخته شد و اولین روزنامه در America British North به نام Public Accurance (سال 1960) به وسیله مسئولان ایالت ماساچوست توقیف شد. در حال حاضر ما تقریباً نمی توانیم بدون وجود این صنایع کارهای خود را انجام دهیم.

 

پیشتازان این صنعت

همانند تمام مفاهیم قدرتمند ، بازاریابی شبکه ای نیز به دلیل فقدان درک کافی ، با مقاومت روبرو شده است. هیچ رازی در مورد بازاریابی شبکه ای وجود ندارد. این فقط یک روش دیگر فروش و پخش محصولات است. بازاریابی شبکه ای تنها 50 سال سن دارد. و در اوایل دهه 1940 شرکتی به نام California Vitamins دریافت که تمام نمایندگان جدید فروش آنها دوستان و یا خانواده نیروهای فعلی آنها هستند. اولین دلیل این قضیه آن بود که آنها محصول را به قیمت عمده می خواستند . آنها همچنین دریافتند که ایجاد نیروی فروش متشکل از تعداد زیادی از افراد که محصول کمی می فروشند آسانتر از یافتن چند فوق ستاره است که می توانند تعداد زیادی محصول را به فروش برسانند.


بنابراین آنها این دو ایده را با هم ترکیب کرده و یک ساختار فروش مبتنی بر پاداش را طراحی نموند که نیروهای فروش آنها را تشویق می کرد تا از میان مشتریان راضی، نمایندگان فروش جدیدی را به شرکت معرفی نمایند. بسیاری از این نمایندگان جدید دوست و یا فامیل فروشندگان قبلی بوده و آنها نیز به نوبه خود این حق را داشتند که محصولات و این حالت نمایندگی را به دیگران معرفی نمایند و بدین ترتیب شبکه فروش به طور تصاعدی رشد می کرد. شرکت برای فروش محصولات خود توسط کل شبکه فروش یک فرد به او پاداش می داد. بدین ترتیب بازاریابی شبکه ای متولد شد. چند سال بعد این شرکت نام خود را به Nutralite Food Supplement Corporations تغییر داد.

در سال 1956 Nutralite به وسیله دکتر Shaklee Forrest به این بازاریابی شبکه ای پیوست تا شبکه فروش گسترده تری برای محصولات غذایی به دست آورد.

کمی بعد در سال 1959 دو تن از پخش کنندگان قبلی Nutralite به نامهای Rich Devos و Jay Van Andel شرکت Amway را با عنوان روش آمریکایی برای فروش محصولات (American Way of marketing products) تاسیس نمودند. همانند بسیاری از جهشهای ابتکاری، توسعه بازاریابی شبکه ای واقعی یک تصادف بود.

سوء استفاده از رشد تصاعدی برای سالها در مورد بازاریابی شبکه ای صورت گرفته و امروزه نیز ابعاد آن کاملاً شناخته شده نیست. یکی از اولین سوء استفاده ها از مفهوم رشد تصاعدی برای کسب درآمد، جنون نامه نگاری زنجیره ای (letter craze chain) بود که بعد از جنگ جهانی اول آمریکا را در بر گرفت. این نامه ها قول درآمد بالا را در صورت فرستادن ده سنت یا یک دلار به شخصی که در ته زنجیره قرار داشت می داد.

در سال 1974 سناتور Walter Mondale اعلام کرد که چنین شرکتهایی بزرگترین عامل فریب مشتری در سطح ملی هستند.

مراجع قانونگذاری سریعاً اقدام به جمع آوری چنین سوء استفاده هایی نمودند. در اواسط1970 Federal Trade Commission و مراجع قانونی دیگر در سرتاسر آمریکا بدون درک روشن از استفاده قانونی از بازاریابی شبکه ای توجه خود را به سمت تمام شرکتهای بازاریابی شبکه ای معطوف نمودند. در سال 1975 ، FTC بر علیه Amway اعلام جرم نمود و بیان داشت که این شرکت یک طرح هرمی است و با عدم ارائه محصولات خود در خرده فروشی ها از انجام تجارت جلوگیری می کند.

Amway در طول چهار سال و با هزینه کردن مبلغی بالغ بر میلیونها دلار (به شکل قانونی) توانست خود را تبرئه کند. در سال 1979 FTC (Federal Trade Commission) اعلام کرد کهAmway  یک ساختار هرمی نیست و درآمد آن حاصل از فروش محصولات می باشد.

همچنین بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک روش قانونی و موثر برای پخش محصولات به رسمیت شناخت. بازاریابی شبکه ای در دهه بعدی به شکل انفجاری رشد کرد.

باکیلیک بر روی لینک زیر به کانال تبادل آگاهی در تلگرام بپیوندید

Telegram.me/tabadoleagahi

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۴۶
محمد سجاد حقیری