تبادل آگاهی

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

هدف اصلی ما همه گیر شدن اطلاعات است

تبادل آگاهی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست،
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخچه بازار یابی مدرن» ثبت شده است

3 – دلیل دیگر این است که در عصر کامپیوتر زندگی میکنیم در عصر دنیای کامپیوتری یعنی اینترنت، چه بخواهیم چه نخواهیم، باید بپذیریم که با این رقابت شدید و مخاطراتی که در عصر کامپیوتر وجود دارد زندگی در این عصر دشوار است و کار طاقت فرسایی است. مدتها پیش کارشناسان پیشبینی کرده بودند که قرن بیست و یکم عصر رفاه و رفاه طلبی است و این عصر اینترنت است که به راحتی همه چیز را در اختیار ما می گذارد. اما باید دانست که این رفاه با تلاش و عرق جبین به دست میآید.

ریچارد پو میگوید: نحوه زندگی در سالهای آتی تا حد زیادی بر اساس انتخاب امروز ما و استراتژیهایی که برای ایجاد تجارت خود در عصر اطلاعات به کار میگیریم تعیین میشود.

تایرون تیلور نت ورکر قوی شرکت Primerica (شرکت بیمه ای که از طریق NETWORK MARKETING خدمات خود را ارائه می کند) می گوید: در عصر حاضر آنچه که غنی را از فقیر جدا می کند، دانش و اطلاعات است. اما این دانش و اطلاعات نیازی به مطالعة آکادمیک ندارد. همانطور که یک مادر برای تربیت فرزندانش از کتابهای روانشناسی به ویژه روانشناسی کودک کمک می گیرد. از مشاورین مربوط کمک می گیرد و هزینه و سرمایه گذاری می کند تا فرزندی شایسته تحویل جامعه دهد.

ریچارد پو معتقد است : آنان که NETWORK MARKETING را انتخاب می کنند گامی بسیار بلند در مسیری درست بر میدارند.

4 – دلیل دیگر، ازدیاد ناامنی در جامعه است. مردم در آمریکا، دچار هراس از خرید هستند. خیلی ها وقتی هوا تاریک می شود برای خرید بیرون نمی روند و ترجیح می دهند در پیلة خود بمانند تا اجناس به در خانة (پیله) آنها برده شود.

این اتفاق در کشور ما هم در حال وقوع است. چند نفر از ما وقتی بیرون می رویم، مراقب کیف مان نیستیم و بیخیال و بیدغدغه راه میرویم؟ چند نفرمان موقع خرید عید، پولها را با خیال راحت و یکجا در کیف مان میگذاریم و تقسیم نمی کنیم؟ دیگر کم مانده پول را قبل از خرید یا بعد از خرید برای طرف پست کنیم که دزدیده نشود و به خودمان آسیب نرسد. ( منظور رساندن مطلب است.لطفا سوء تعبیر نگردد. )

خانم پاپ کورن میگوید که قرن 21، قرنی است که عادتهای خرید به شکل اساسی تغییر خواهد کرد. بجای رفتن به مغازه، مغازه به خانة ما می آید. در آینده ای نزدیک، NETWORK MARKETING همانند خرید عادی خواهد شد.

به همین دلیل کارشناسان به دنبال راهی بودند که بتواند با هزینة اندک اجناس را به خانه های مردم ببرد و آن راه، e-Commerce بوده یعنی خرید و فروش از طریق اینترنت. خرید و فروش به این طریق هم در ابتدا جذاب بود، اما انسان نیاز به ارتباط دارد و تنها بخشی از e-commerce، توانسته است تا این ارتباط را حفظ کند و آن NETWORK MARKETING است.

ریچارد پو، منظرهای را تصور می کند که پای کامپیوتر نشسته اید و روی سوپرمارکت کلیک می کنید، سراغ مثلاً بخش شامپوها میروید و شامپوهای مختلف با تبلیغ خاص خود، جلوی چشم شما عشوه گری میکنند. بعد شما روی یکی از آنها کلیک میکنید، سفارش می دهید و به در خانة شما میآید. اما فکر میکنید این کار تا چه مدت برای شما هیجان دارد؟ چیزی که پو میگوید این است که اگر به همین منوال بگذرد، تجارت الکترونیکی که روزی رؤیا و آرزوی انسان بوده، به کابوس افراد بدل میشود (شاید برای مخاطب حتی بدتر و مشمئزکننده تر از تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی شود). بنابراین باید راه بهتری پیدا کرد که روح هم داشته باشد. این کار تنها زمانی میسر است که انسان هم در انجام آن دخیل باشد.

5 – از دلایل دیگر که به نظرم جالب است، اینکه کارفرمایان خودشان هم به این سمت و سو تمایل دارند. فرض کنید که می خواهم یک شرکت بازرگانی داشته باشم. باید سرمایة هنگفتی را سرمایه گذاری کنم. جا و ابزار بگیرم و مجوزهای مختلف و افرادی که برایم کار کنند. اما تازه گرفتاری شروع میشود. اگر بخواهم موفق باشم باید مدام مراقب باشم که آیا همه کار میکنند یا نه؟ چون زیردستان تفکرشان این است که آنها کار می کنند تا من سود ببرم که واقعیت هم همین است. من بخشی از سود را به آنها می دهم (به عنوان حقوق) برای همین انگیزه کار در آنها خیلی قوی نیست. در حالیکه با MLM همان افراد میتوانند زیرمجموعه و دوستان من باشند که من آنها را و آنها زیرمجموعه هایشان را مدیریت میکنند. در عین حال برای خود کار میکنیم و به میزان کار خود، سود می بریم، آن هم با هزینهای به مراتب کمتر! من سازمانی را تشکیل میدهم که هم در سود و هم در ساختار و ساماندهی آن با دیگران همکار و شریک هستم. 

ازاینرو، تجارت به سمت شیوة تمرکززدایی به ویژه NETWORK MARKETING سوق پیدا کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۴۲
محمد سجاد حقیری


چرا تجارت به سمتNETWORK MARKETING رفت؟! 

اصلاً NETWORK MARKETING چیست ؟

پل پلیزر که در سن 23 سالگی مشاور اقتصادی ریگان و بوش بود، CD های آموزشی خود را مدتها برای عرضه در بازار ارائه کرده بود اما به فروش نمیرفت. از هر گونه تبلیغ هم استفاده کرده بود تا اینکه یکی از کارشناسان Amway از او خواست برای Amway یک سخنرانی داشته باشد. پس از آشنایی با Amway توانست CDهای خود را به کمک NETWORK MARKETING به فروش برساند.

در واقع در آمریکا به زمانی رسیدند که دیگر تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی فایده نداشت و مردم تلویزیون را خاموش میکنند ، حتی تبلیغات اینترنتی را که به Box یا Bulkشان میآید باز نمیکنند و حذف میکنند. در ذهن خود دژی درست کردند و بنابراین توزیع کالا به مشکل برخورد. چیزی که کارشناسان قبلاً هم پیشبینی کرده بودند.

دان هلودر گفته بود که از دهه 90 به بعد دیگر مهم نیست کارخانهها در ساخت باکیفیتتر رقابت داشته باشند، بلکه مهم این است که راه بهتری برای توزیع آن بیابند؛ چون در حال حاضر عامل توزیع، 80% هزینة کالا را تشکیل میدهد و مطمئناً راههای بهتری برای توزیع و حذف این هزینهها وجود دارد. به یک شیوة جدید توزیع و تبلیغ نیاز هست و آن NETWORK MARKETING است. در این روش از تبلیغ کلامی و سینه به سینه استفاده میشود که کمهزینه است. پس، هزینة تبلیغ را بین مشتریانی که خود، عامل توزیع میشوند، تقسیم میکند. تبلیغ کلامی به نظر بازاریابهای قبلی نتیجه تبلیغات خوب است، اما افرادی که در NETWORK MARKETING کار میکنند میدانند که بکارگیری اصول شناخته شده برای تبلیغ کلامی است که نتایج معتبر و عالی به بار میآورد.

2 – کارشناسان اقتصادی پیشبینی کردند که یک واحد بزرگ، دیگر مثل گذشته کارآیی ندارد. بله زمانی بود که Ronald Coase، به خاطر اینکه گفته بود عوامل کار خود را به صورت متمرکز در یک جا جمع کنید تا هزینه کمتر و کارآیی بیشتر داشته باشید، جایزة نوبل گرفت. اما این امر، مختص دورهای بوده که جمعیت دنیا به این حد نبود؛ با جمعیتی که در زمان او بود، این تئوری، کاربرد داشت. اما با ازدیاد جمعیت، این متمرکزسازی، عملاً میزان بیکاری را افزایش میدهد. بنابراین روند تمرکززدایی شروع شد. یعنی شرکتها، بخشهایی از کار خود را به خارج از سازمان خود واگذار کردند؛ کارمندان رسمی و دائمی خود را به صورت قراردادی به کار گرفتند که خود مشکلی دیگر ایجاد کرد که در جای خود توضیح میدهم. یکی از دلایل دیگر که متمرکز سازی جواب نمیدهد این است که با وجود فنآوری جدید میتوان خیلی از هزینه ها را کاهش داد. کارشناسان اقتصادی معتقدند شبکه ای از میلیونها واحد کوچکتر به مراتب محکم تر و سریع تر از یک سازمان متمرکز بسیار عالی عمل میکنند؛ چون توانمندی آنها به توان می رسد و هزاران عضو، میلیونها دوست پیدا میکنند. هر چه تعداد واحدها بیشتر باشد تعداد ارتباطات بین آنها بیشتر است و هر چه ارتباط بین آنها بیشتر، تجارت موفقتری داریم (در گذشته روابط عمومی مهم بود تا بتواند ارتباط ایجاد کند اما دراینجا ارتباطِ اول همه، براساس روابط عمومی نیست. نه اینکه روابط عمومی خوب نیست، بلکه روابط عمومی به معنای شناخت تعداد زیاد، کافی نیست. چون باید عوامل مهمتری وجود داشته باشد تا ارتباط ایجاد گردد).

خانم پاپ کورن مشاور اقتصادی Eastman Kodak , American Express و IBMدر طی دهة 90 به این شرکتها هشدار داده بود که باید این کار را انجام دهند و حتی بطور رسمی از آنها خواسته بود تا از NETWORK MARKETING برای ارائه خدمات خود استفاده کنند، اما به حرف او توجهی نشد. اما از اواخر دهه 90، همه شروع به تغییر کردند. حتی At&T امریکا هم مجبور شده شروع به همراهی با NETWORK MARKETING کند و خدمات راه دور خود را از طریق MCI و Amway عرضه کند. اما باز هم کارشناسان معتقدند این کافی نیست و باید خصوصی سازی به صورت کوآنتومی صورت گیرد یعنی هر سازمان به کوچکترین واحد خود یعنی افراد انسانی تجزیه شود.

کمپانی ژوپیتر کامیونیکشین پیشبینی کرده بود که 24% تجارت الکترونیکی تا سال 2002 از طریق جذب افراد مستقل صورت می گیرد اما این کافی نیست بلکه باید فروش یا گسترش اعضا به صورت NETWORK MARKETING و چند سطحی صورت گیرد تا این تمرکززدایی مناسب انجام شود. در واقع قدرت خصوصی سازی به عملکرد مستقل هر فرد در کنار یک شبکه و در ارتباط با آن است. وقتی یک سازمان یا بخشی از یک صنعت بصورت خصوصی سازی کوآنتومی یا انبوه کار کند، بخشهای دیگر هم مجبورند اینکار را بکنند درست مثل مهره های دومینو. چه بخواهند و چه نخواهند مجبور به انجام آن می شوند وگرنه باید کنار بکشند. در عصر حاضر سودآوری در این کار است.

در کشور خود ما هم مدتی است که اینکار صورت میگیرد. برای مثال وزارتخانه ها، کارمندان رسمی خود را بازخرید می کنند. اما همان ها را به صورت کارمند شرکتی یک شرکت خارج از وزارتخانه با قراردادهای حداکثر یک ساله و مزایای کمتر جذب می کنند. در جای خود به مشکلاتی که به بارآورده اشاره می کنم. خصوصی سازیهای فعلی همانی است که آنجا هم اتفاق افتاده است.

ادامه مطلب در بخش سوم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۸
محمد سجاد حقیری

History of NWM,MLM

The History

All about Network  Marketing & MLM

همانند تمام نظریات و عقاید قدرتمند، NETWORK MARKETING هم بدلیل فقدان فهم و اطلاعات کافی با مقاومت روبه رو شد. هیچ رازی دربارة NETWORK MARKETING وجود ندارد! فقط یک راه دیگری برای فروش و توزیع خدمات و محصولات است.NETWORK MARKETING در حال حاضر یک جوان تقریباً 60 ساله است!

در اوایل دهة 1940، شرکتی به نام ویتامین کالیفرنیا متوجه شد که تمام نمایندگان فروش جدیدش از دوستان و اقوام فروشندگان فعلیاش هستند که عمدتاً بدلیل اینکه محصول را به قیمت عمده فروشی اش می خواستند، به آنها می پیوستند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که داشتن نیروی فروش با تعداد افراد زیاد - که هر یک محصول کمی را می فروشند - بسیار ساده تر و آسان تر از داشتن تعداد کمی فروشندة ماهر است که محصولات زیادی را می فروشند. با توجه به دو مطلب فوق آنها یک ساختار سوددهی فروش را طراحی کردند که افراد را به دعوت نمایندگان جدیدی تشویق می کرد که از مشتریانی بودند که راضی بودند و از دوستان و اقوام آنها نیز بودند و هر کدام از آنها نیز این حق را داشت که محصول را به دیگران ارائه کند. این روش این امکان را می داد که نیروی فروش به صورت نمایی رشد کند. شرکت بابت فروشی که تمام گروه یا شبکة نمایندگان مستقل انجام می داد به آنها پورسانت می داد. در این زمان بود که NETWORK MARKETING متولد شد! چند سال بعد این شرکت به شرکت مکمل های غذایی Nutrilite تغییر نام داد.

اکثر کارشناسان اقتصادی اذعان دارند که کارل رنبرگ (موسس شرکت ویتامین کالیفرنیا) اولین کسی بود که NETWORK MARKETING را به شیوة موفق بکار گرفت. در واقع پیش از او شرکتهای فروش مستقیمی بوده اند که به نمایندگان فروش خود برای جذب افراد جدید، مبالغی را می پرداختند و یا حتی درصدی از چند روز اول سود فروشنده جدید را به معرف می پرداختند، ولی رنبرگ اولین کسی بوده که پورسانت دائمی را در نظر گرفته است. البته برخی معتقدند که آن طرح توسط دو مغز متفکر Nutrilite یعنی لی مارتینینگ و ویلیام گسل ابداع شده است. با این حال آن طرح، مشترکات زیادی با آنچه که امروز NETWORK MARKETING می خوانیم داشته است.

طرح Nutrilite به این صورت بود که شخص اول باید 25 جنس را می فروخت سپس می توانست یک فروشنده را وارد کند و از آن به بعد 3% از میزان فروش او را دریافت می کرد.

چند سال بعد یعنی در سال 1959 نمایندگان فروش سابق Nutrilite، "ریچارد دوس" و "جان وان اندل" شرکت Amway را - به عنوان American Way یعنی راه آمریکایی - به بازار عرضه کردند. آن دو، با ثروتی که از فعالیت در Nutrilite بدست آورده بودند و با یک عرق ملی و حس وطن پرستی، Amway را بنا نهادند که این طرح، یک موفقیت باورنکردنی در سرتاسر آمریکا بدست آورد.

اما در دهه 1970 بدون هیچ درک درستی از اینکه چه چیزی استفادة درست و صحیح از NETWORK MARKETING است، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) و انجمن های ایالتی تمام آمریکا، بر علیه تمام شرکتهای NETWORK MARKETING برخاستند. در سال 1975، FTC به دادخواستی علیه Amway پرداخت که در آن ادعا شده بود که این کمپانی یک هرم نادرست است و خودداری Amway از فروش محصولاتش در مغازه های خرده فروشی، یک مصداق خودداری از تجارت است.

شرکت Amway، چهار سال و میلیون ها دلار را صرف کرد تا نامش را از این ادعا پاک کند. سرانجام در سال 1979، FTC حکم داد AmWay  یک هرم نیست و سود آن از فروش محصولاتش تامین می شود و تأئید کرد که NETWORK MARKETING یک سیستم توزیع صحیح و پربازده است.

در مطلب بعدی به این دو موضوع خواهیم پرداخت ... با ما همراه باشید.

با کیلیک بر روی لینک زیر به کانال تبادل آگاهی در تلگرام بپیوندید

Telegram.me/tabadoleagahi

چرا تجارت به سمت NETWORK MARKETING رفت؟! 

اصلاً NETWORK MARKETING چیست ؟

ادامه مطلب در بخش دوم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۳
محمد سجاد حقیری